إ
آهن آنلاین
افزایش فاصله قیمت زغال‌ سنگ داخلی و وارداتی؛ زنگ خطر برای فولادسازان

افزایش فاصله قیمت زغال‌ سنگ داخلی و وارداتی؛ زنگ خطر برای فولادسازان

دوشنبه 21 اردیبهشت 1405
زمان مطالعه: 5 دقیقه

به گزارش آهن آنلاین؛ بازار آهن‌ آلات معمولاً با شاخص‌هایی مانند نرخ ارز، رکود یا رونق ساخت‌وساز و سیاست‌های صادراتی تحلیل می‌شود؛ اما در واقعیت، بخش مهمی از نوسانات این بازار از نقطه‌ای بسیار ابتدایی‌تر در زنجیره تولید آغاز می‌شود: مواد اولیه. یکی از مهم‌ترین این نهاده‌ها زغال‌ سنگ کک‌شو است؛ ماده‌ای که نقش حیاتی در تولید فولاد و در نتیجه تعیین هزینه تمام‌شده مقاطع فولادی دارد. در ماه‌های اخیر، افزایش چشمگیر فاصله قیمتی میان زغال‌ سنگ داخلی و وارداتی به یکی از موضوعات مهم در صنعت فولاد تبدیل شده است؛ شکافی که اگرچه در ظاهر به حوزه معدن مربوط می‌شود، اما اثرات آن می‌تواند به‌طور مستقیم به بازار آهن‌ آلات منتقل شده و بر قیمت محصولاتی مانند میلگرد، تیرآهن و پروفیل اثر بگذارد.

زغال‌ سنگ؛ حلقه پنهان در قیمت فولاد

برای درک ارتباط زغال‌ سنگ با بازار آهن‌ آلات باید به ساختار تولید فولاد در کوره‌های بلند نگاه کرد. در این فرآیند، کک متالورژی به‌عنوان یکی از عناصر کلیدی احیای سنگ‌ آهن مورد استفاده قرار می‌گیرد و تولید این کک نیز وابسته به ترکیب انواع مختلف زغال‌ سنگ است. در صنعت فولاد، این ترکیب با اصطلاح «بلندینگ» شناخته می‌شود؛ فرآیندی که طی آن زغال‌های مختلف با نسبت‌های مشخص مخلوط می‌شوند تا ککی با استحکام و کیفیت مناسب تولید شود.

در ایران نیز سال‌هاست الگوی رایج در کوره‌بلندها بر پایه استفاده از حدود ۸۰ درصد زغال‌ سنگ داخلی و حدود ۲۰ درصد زغال پریمیوم وارداتی شکل گرفته است. این نسبت نه یک تصمیم کوتاه‌مدت بلکه بخشی از ساختار فنی تولید فولاد محسوب می‌شود، زیرا برخی ویژگی‌های فنی زغال پریمیوم وارداتی برای دستیابی به کیفیت مطلوب کک ضروری است.

بااین‌حال، آنچه امروز این معادله را حساس کرده، تغییرات شدید در قیمت زغال وارداتی است. در حالی که قیمت زغال‌ سنگ داخلی در حدود ۶.۵ میلیون تومان به ازای هر تن قرار دارد، قیمت زغال وارداتی به حدود ۲۱ میلیون تومان رسیده و حتی برآورد می‌شود با افزایش نرخ ارز به مرز ۲۵ میلیون تومان نیز نزدیک شود. چنین شکافی عملاً به معنای آن است که بخشی از خوراک اصلی تولید فولاد با قیمتی چند برابر تأمین می‌شود؛ موضوعی که به‌طور طبیعی بر هزینه تولید تأثیر می‌گذارد.

اثر دومینو از معدن تا بازار آهن

در اقتصاد زنجیره‌ای فولاد، افزایش هزینه مواد اولیه معمولاً به سرعت به سایر حلقه‌های تولید منتقل می‌شود. وقتی قیمت خوراکی مانند زغال‌ سنگ بالا می‌رود، کارخانه‌های فولادی با افزایش هزینه تولید مواجه می‌شوند و این موضوع در نهایت بر قیمت محصولات نهایی اثر می‌گذارد.

بازار آهن‌ آلات معمولاً نخستین نشانه‌های این تغییر را در مقاطع پرمصرف نشان می‌دهد. برای مثال، هرگونه افزایش در هزینه تولید فولاد می‌تواند در روند قیمت میلگرد نمایان شود؛ محصولی که ستون اصلی مصرف در پروژه‌های ساختمانی به شمار می‌رود و حساسیت بالایی نسبت به تغییرات هزینه تولید دارد. در ادامه نیز سایر محصولات مانند تیرآهن، نبشی و به‌ویژه که کاربرد گسترده‌ای در صنایع ساختمانی و تولیدی دارد، تحت‌تأثیر همین فشار هزینه‌ای قرار می‌گیرند.

در چنین شرایطی، حتی اگر بازار با رکود تقاضا مواجه باشد، افزایش هزینه مواد اولیه می‌تواند مانع کاهش قیمت‌ها شود. به بیان دیگر، شکاف قیمتی زغال وارداتی و داخلی نوعی فشار پنهان در زنجیره فولاد ایجاد می‌کند که اثر آن ممکن است با فاصله زمانی در بازار آهن‌ آلات دیده شود.

از نگاه فعالان بازار، این موضوع اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا نشان می‌دهد برخی از عوامل مؤثر بر قیمت مقاطع فولادی نه در بازار معاملات، بلکه در ابتدای زنجیره تولید شکل می‌گیرند. به‌همین‌دلیل تحلیل دقیق بازار آهن‌ آلات بدون توجه به وضعیت تأمین مواد اولیه، تصویر کاملی از روند قیمت‌ها ارائه نمی‌دهد.

چالش‌های معادن و کاهش تولید

در سوی‌دیگر این معادله، معادن زغال‌ سنگ داخلی نیز با مجموعه‌ای از مشکلات ساختاری مواجه‌اند. بسیاری از این معادن طی سال‌های گذشته با محدودیت سرمایه‌گذاری، فرسودگی ماشین‌آلات و هزینه‌های بالای استخراج روبه‌رو بوده‌اند. چنین شرایطی باعث شده توان توسعه ظرفیت تولید در این بخش با سرعتی کمتر از نیاز صنعت فولاد پیش برود.

افزایش فاصله قیمتی میان زغال داخلی و وارداتی در چنین فضایی فشار بیشتری بر معادن وارد می‌کند. از یک سو فولادسازان برای حفظ کیفیت تولید همچنان به بخشی از زغال وارداتی نیاز دارند و از سوی‌دیگر معادن داخلی برای ارتقای کیفیت و افزایش تولید نیازمند سرمایه‌گذاری‌های تازه هستند؛ سرمایه‌گذاری‌هایی که در شرایط محدودیت مالی به‌سادگی قابل تحقق نیست.

نشانه‌های این وضعیت را می‌توان در آمار تولید نیز مشاهده کرد. تولید زغال‌ سنگ در کشور نسبت به سال گذشته حدود ۱۵ درصد کاهش یافته است؛ رقمی که اگرچه دلایل مختلفی دارد، اما بخشی از آن به همین چالش‌های ساختاری و کمبود سرمایه‌گذاری بازمی‌گردد. تداوم چنین روندی می‌تواند در بلندمدت توازن تأمین مواد اولیه برای صنعت فولاد را دچار اختلال کند.

سرمایه‌گذاری فولادی‌ها برای ثبات بازار

در واکنش به این شرایط، برخی شرکت‌های بزرگ فولادی در سال‌های اخیر به سمت سرمایه‌گذاری مستقیم در معادن زغال‌ سنگ حرکت کرده‌اند. این رویکرد در واقع تلاشی برای مدیریت بهتر زنجیره تأمین و کاهش ریسک‌های ناشی از نوسانات قیمت مواد اولیه است. وقتی یک تولیدکننده فولاد در بخش معدن سرمایه‌گذاری می‌کند، امکان تأمین بخشی از خوراک مورد نیاز خود با هزینه‌ای قابل پیش‌بینی‌تر فراهم می‌شود. این موضوع در بلندمدت می‌تواند به ثبات بیشتر هزینه تولید فولاد کمک کند و در نتیجه از انتقال شوک‌های قیمتی شدید به بازار آهن‌ آلات جلوگیری کند. برای بازار نیز این مسئله اهمیت زیادی دارد. ثبات در تأمین مواد اولیه به معنای کاهش ریسک نوسانات ناگهانی در قیمت محصولات فولادی است. در نهایت، هرچه زنجیره تولید از معدن تا کارخانه پایدارتر عمل کند، قیمت آهن‌ آلات نیز با نوسانات قابل پیش‌بینی‌تری مواجه خواهد شد.

بااین‌حال، واقعیت این است که شکاف قیمتی میان زغال داخلی و وارداتی همچنان یکی از متغیرهای حساس در صنعت فولاد باقی مانده است؛ متغیری که اگر مدیریت نشود، می‌تواند به‌تدریج خود را در هزینه تولید فولاد و در نهایت در قیمت مقاطع پرمصرف بازار نشان دهد. به‌همین‌دلیل، فعالان بازار آهن‌ آلات بیش از گذشته به تحولات بخش مواد اولیه چشم دوخته‌اند؛ جایی که شاید آینده قیمت‌ها پیش از آنکه در تابلوی معاملات دیده شود، شکل می‌گیرد. 

اشتراک گذاری:
لینک مطلب
امتیاز دهید

مقالات مرتبط

ارسال دیدگاه

شماره همراه شما منتشر نخواهد شد.