آشوب قیمتی در بازار آهن آلات؛ حاشیه سود واسطهها سقوط کرد
به گزارش آهن آنلاین؛ در ظاهر بازار آهن آلات ایران در بهار ۱۴۰۵ همچنان پرنوسان و پرخبر است؛ قیمت پروفیل، میلگرد و تیرآهن بالا و پایین میشود و فعالان بازار مدام از تغییرات قیمتی صحبت میکنند. اما در پشت این نوسانات ظاهری، یک تغییر مهمتر در حال رخ دادن است؛ فشرده شدن حاشیه سود دلالان و انبارداران. واسطههایی که سالها یکی از حلقههای اصلی زنجیره توزیع فولاد بودند، حالا با سودی بسیار کمتر از گذشته فعالیت میکنند و حتی برخی از آنها ناچار شدهاند مدل کسبوکار خود را تغییر دهند.
کوتاه شدن فاصله کارخانه تا بازار
یکی از مهمترین دلایل کاهش حاشیه سود در بازار آهن آلات را باید در تغییر رفتار فروش تولیدکنندگان جستوجو کرد. در سالهای گذشته بخش قابلتوجهی از سود واسطهها از فاصله قیمتی میان درب کارخانه و بازار آزاد به دست میآمد؛ فاصلهای که گاه به ۱۵ تا ۲۵ درصد نیز میرسید و فضای قابلتوجهی برای فعالیت دلالان و انبارداران ایجاد میکرد.
اما در ماههای اخیر این فاصله به شکل محسوسی کاهش یافته است. کارخانههای بزرگ فولادی با توسعه فروش مستقیم از طریق بورس کالا و همچنین ارتباط مستقیم با پیمانکاران پروژههای بزرگ، عملاً بخشی از حلقههای سنتی توزیع را دور زدهاند. علاوهبراین، ظهور پلتفرمهای آنلاین خرید و فروش آهن آلات باعث شده مصرفکنندگان نهایی گزینههای بیشتری برای دسترسی مستقیم به محصول داشته باشند.
در چنین شرایطی، مشتریان عمده ترجیح میدهند محصول مورد نیاز خود را با فاصله قیمتی کمتر و بدون پرداخت هزینههای واسطهای تهیه کنند. نتیجه این روند آن است که فاصله قیمت کارخانه تا بازار در بسیاری از محصولات پرمصرف به حدود ۵ تا ۱۰ درصد رسیده؛ فاصلهای که برای پوشش هزینههای انبارداری، حمل و سود منطقی واسطهها چندان کافی نیست.
فشار هزینهها بر حلقه انبارداری
عامل مهم دیگری که سود فعالان سنتی بازار آهن آلات را تحت فشار قرار داده، رشد قابلتوجه هزینههای عملیاتی است. انبارداری در شهرهای اصلی کشور دیگر فعالیتی کمهزینه محسوب نمیشود. گزارشها نشان میدهد هزینه نگهداری کالا در برخی انبارهای تهران به حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ تومان به ازای هر کیلو میرسد و در شهرهایی مانند اصفهان، یزد یا تبریز نیز ارقام قابلتوجهی برای این بخش ثبت شده است.
این هزینهها تنها به فضای انبار محدود نمیشود. افزایش هزینههای حملونقل جادهای، رشد قیمت سوخت، عوارض مسیر و کمبود کامیون در برخی خطوط حمل، هزینه جابهجایی کالا را نیز بالا برده است. برای انبارداری که حجم قابلتوجهی از میلگرد یا تیرآهن را نگهداری میکند، این هزینهها به سرعت تبدیل به عددی بزرگ میشود.
در گذشته، حاشیه سود نسبتاً بالای بازار میتوانست این هزینهها را پوشش دهد، اما اکنون که فاصله قیمتها کاهش یافته، بخش بزرگی از سود بالقوه صرف هزینههای عملیاتی میشود. به بیان سادهتر، ساختار هزینه در بازار آهن آلات رشد کرده اما درآمد واسطهها متناسب با آن افزایش نیافته است.
بازاری با تقاضای محتاط
همزمان با فشار هزینهها، سمت تقاضای بازار نیز چندان پررونق نیست. رکود نسبی در برخی پروژههای ساختمانی و کاهش قدرت خرید در بخش مسکن باعث شده حجم معاملات نسبت به دورههای رونق کاهش پیدا کند. در چنین شرایطی، حتی نوسان در قیمت آهن نیز نتوانسته رونق جدی به معاملات بازار بدهد و بسیاری از خریداران با احتیاط بیشتری وارد بازار میشوند. نتیجه این وضعیت آن است که انبارداران دیگر نمیتوانند مانند گذشته روی گردش سریع کالا حساب کنند و فروش محصولات با فاصله زمانی بیشتری انجام میشود.
وقتی موجودی در انبار مدت بیشتری باقی میماند، سرمایه فعالان بازار نیز برای مدت طولانیتری قفل میشود. این موضوع دو پیامد مستقیم دارد؛ نخست افزایش هزینه مالی نگهداری کالا و دوم افزایش ریسک نوسانات قیمتی. اگر بازار در مدت نگهداری کالا دچار افت قیمت شود، سود احتمالی به سرعت از بین میرود.
بههمیندلیل بسیاری از انبارداران برای جلوگیری از انباشت موجودی، حاضر میشوند با حاشیه سود کمتر کالا را بفروشند تا سرمایه خود را سریعتر به گردش بیندازند. این رفتار به تدریج به یک الگوی عمومی در بازار تبدیل شده و رقابت بر سر قیمت را تشدید کرده است؛ رقابتی که در نهایت به فشردهتر شدن سود واسطهها منجر شده است.
تغییر قواعد بازی در زنجیره فولاد
در کنار همه این عوامل، برخی هزینههای پنهان نیز فشار مضاعفی بر فعالان بازار وارد کرده است. مالیات، عوارض، هزینههای بیمه و همچنین تأمین مالی موجودی کالا در شرایط تورمی، بخشی از هزینههایی هستند که در ظاهر کمتر دیده میشوند اما در عمل سود خالص را کاهش میدهند. در نتیجه مجموع این عوامل باعث شده مدل سنتی واسطهگری در بازار آهن آلات با چالش جدی روبهرو شود. بسیاری از انبارداران کوچک ناچار شدهاند موجودی خود را کاهش دهند یا به سمت محصولاتی حرکت کنند که رقابت در آنها کمتر است؛ مانند سایزهای خاص، پروفیلهای کمتولید یا برخی ورقهای صنعتی.
از سویدیگر، بخشی از فعالان بازار تلاش کردهاند با تغییر رویکرد، به سمت فروش آنلاین، همکاری با پلتفرمهای دیجیتال یا ارائه خدمات لجستیکی حرکت کنند. به نظر میرسد بازار آهن آلات به تدریج در حال عبور از یک ساختار سنتی به سمت ساختاری شفافتر و کارآمدتر است؛ ساختاری که در آن مزیت رقابتی نه صرفاً دسترسی به کالا، بلکه سرعت توزیع، مدیریت لجستیک و ارتباط مستقیم با مصرفکننده خواهد بود.
بههمیندلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند بهار ۱۴۰۵ را میتوان نقطهای مهم در بازآرایی زنجیره تأمین فولاد در ایران دانست. بازاری که در آن سودهای بزرگ واسطهگری به تدریج جای خود را به رقابت بر سر بهرهوری، فناوری و دسترسی مستقیم به مشتری میدهد؛ تغییری که اگرچه برای برخی فعالان سنتی دشوار است، اما در بلندمدت میتواند ساختار بازار آهن آلات را کارآمدتر و شفافتر کند.