رشد قیمت آهن آلات بعد از تنشها؛ واقعیتی اقتصادی یا واکنشی از جنس ترس؟
به گزارش آهن آنلاین؛ بازار آهن آلات ایران در هفتهها و ماههای اخیر در نقطهای ایستاده که تحلیل آن تنها با نگاه به نمودارها یا چند نوسان قیمتی ممکن نیست. آنچه در بازار دیده شد، ترکیبی از واکنشهای هیجانی، تغییرات بنیادین در عرضه، ضربآهنگ نامنظم تقاضا و سایه سنگین ریسکهای ژئوپلیتیک بود؛ بازاری که از یکسو با خبر کاهش فعالیت برخی واحدهای بزرگ تولیدی و محدودیت انرژی مواجه شد و از سویدیگر، وفور نسبی کالا در برخی حلقههای زنجیره، مانع از شکلگیری یک بحران واقعی کمبود شد. پرسش اصلی این است که رشد اخیر قیمت آهن و تکانههایی که در برخی مقاطع تا آستانه رفتار هیجانی رفت، حاصل واقعیتهای اقتصادی است یا بیشتر بازتاب ترس و نااطمینانی بازار؟ برای فهم این پاسخ باید رفتار ماههای اخیر را در کنار هم دید؛ از فروردین محتاط تا روزهای تبدار بورس کالا و سپس بازگشت تدریجی آرامش.
هفتههای پرتنش؛ بازاری که ریسک را بیشتر از قیمت خواند
فروردین ۱۴۰۵ برخلاف سالهای گذشته، نقطه شروعی آرام و قابل پیشبینی نبود. بازار در همان ابتدای کار زیر سایه سه عامل مهم قرار گرفت عواملی چون اختلال در کشف قیمت و تنشهای منطقهای؛ سبب شد که بازار آهن آلات بهجای حرکت بر پایه منطق عرضه و تقاضا، بیشتر بهسمت ریسکخوانی متمایل شد. معاملهگران ترجیح دادند مسیر قیمتها را در قاب «انتظار» و «احتیاط» ببینند.
این رفتار زمانی تشدید شد که خبرهایی از آسیب به برخی واحدهای تولیدی و نگرانی درباره امنیت مسیرهای انرژی منتشر شد. باوجود اینکه کمبود گستردهای در عرضه شکل نگرفت، اما فضای روانی بازار بهگونهای بود که هر سیگنال کوچک بیرونی بزرگنمایی میشد. نمونه واضح آن را میتوان در نوسان قیمت میلگرد دید؛ نه بهخاطر موج واقعی تقاضا، بلکه تحت تأثیر ابهام شدید درباره آینده. این موج کوتاهمدت، بازتابی از نگرانی درباره سمت عرضه بود؛ نگرانیای که بیش از حقیقت، با ترس تغذیه میشد.
اثر تنشهای سیاسی؛ قاببندی ذهن معاملهگران بیشتر از واقعیتهای فیزیکی
تنشهای منطقهای مهمترین نقش را در شکلگیری این رفتار ایفا کردند. حمله به برخی زیرساختها، بحثهای جدی درباره امنیت تنگه هرمز و احتمال افزایش هزینه انرژی، بازار را در وضعیتی قرار داد که معاملهگران هر لحظه انتظار یک شوک جدید را داشتند. در چنینفضایی، بازار داخل نهتنها از سیگنالهای جهانی استفاده نکرد، بلکه حتی شکاف قیمتی جهان نیز کمکی به پیشبینی مسیر نکرد.
گفتنی است که بازار جهانی نیز در تعادلی شکننده قرار داشت، این چندقطبی بودن قیمت باعث شد بازار نتواند از مسیر صادرات یا واردات به آینده قیمت آهن جهت بدهد. وقتی بیرون از کشور شفافیت وجود ندارد و داخل کشور نیز تنشهای سیاسی جریان دارد، طبیعی است که برداشت ذهنی معاملهگران نسبت به ریسک، از دادههای واقعی وزن بیشتری پیدا کند. بههمیندلیل بازار در محدوده نوسانی مشخص ماند؛ نه سقفهای قیمتی قابل تثبیت بودند، نه کفهای مطمئن شکل گرفتند. بازاری که نه در بحران بود و نه در آرامش؛ بازاری معلق میان احتیاط و هراس.
بازگشت عرضه و فروکش تب خرید؛ وقتی هیجان جای خود را به محاسبه میدهد
با گذشت چند هفته و ازسرگیری توزیع محصولات برخی تولیدکنندگان بزرگ، بهویژه کارخانه فولاد مبارکه، وزن عوامل بنیادی دوباره به بازار بازگشت. افزایش حجم عرضه در بورس کالا نقطه عطف این دوره بود؛ زیرا بازار از فاز «کمبود احتمالی» به فاز «دسترسی بهتر» تغییر وضعیت داد.این تغییر یک پیام روشن داشت؛ اگر جریان عرضه پایدار باشد، بخشی از افزایش اخیر قیمتها بیشتر از آنکه واقعیت باشد، هیجان بوده است رفتار قیمت آهن آلات به ویژه ورق بهترین مثال است. ورقهایی که در اوج التهاب تا حوالی ۱۳۰ هزار تومان هم معامله شده بودند، با بازگشت عرضه، چند هزار تومان عقب نشستند.
در بورس کالا نیز نسبت معاملات نشان داد بازار بهسمت تعادل حرکت میکند. عرضه های روزهای اخیر و حجم معاملات قابلتوجه، تصویر بازاری را ترسیم کرد که نه در رکود کامل است و نه در هجوم خرید. حتی فروش صددرصدی آهن اسفنجی در کنار احتیاط خریداران بریکت، نشاندهنده بازتنظیم الگوی تقاضاست .در چنینفضایی، قیمت تیرآهن نیز بهجای ادامه مسیر هیجانی، رفتار منطقیتری پیدا کرد؛ چون ریشه التهاب پیشین بیشتر روانی بود تا فیزیکی.
آیا رشد قیمتها ادامهدار است؟ تلاقی واقعیتهای تولید با سایه روانی بازار
جواب این پرسش به یک عامل کلیدی بستگی دارد، پایداری تولید و انرژی، با اینحال واقعیت بازار نشان میدهد که رشد اخیر قیمتها بیش از آنکه از کمبود واقعی ناشی شود، از انتظارات و ترس بازار آمده است. زمانی قیمت ها عقب مینشینند که شاهد عرضه ای پایدار در بازار باشیم. ولیکن تا زمانی که سراسر ترس و تنش از محدودیت های بیشتر به بازار مخابره میشود، قیمتها روندی صعودی بهخود میگیرند قبل از آنکه تولید کاهش یابد. در نتیجه میتوان گفت؛ بخش عمده افزایش قیمتها از جنس ترس بود، اما بخش دیگری بهطور واقعی ریشه در هزینه انرژی، محدودیت تولید و اختلال زنجیره داشته است. بازار آهن آلات و فولاد اکنون دقیقاً روی همین مرز باریک حرکت میکند؛ مرزی که یک سیگنال میتواند آن را بهسمت واقعیت یا بهسمت هیجان ببرد.