تحلیل هفتگی بازار آهن آلات؛ 1 تا 4 شهریور 1405
به گزارش آهن آنلاین؛ هفته نخست شهریور، بازار آهن آلات را در وضعیتی متفاوت از یک بازار صعودی معمولی قرار داد؛ قیمتها بالا رفتند، اما تقاضای مصرفی نشانهای از رونق پایدار نشان نمیدهد. دلار از مرز ۲۰۰ هزار تومان عبور کرد و انتظارات تورمی را تقویت کرد، درحالیکه موجودی انبارها و احتیاط خریداران بالاست. همزمان، بورس کالا با تغییر فرمول قیمت پایه میلگرد، رفتار معاملاتی خریداران و عرضهکنندگان را وارد سازوکار قیمتگذاری کرد. از سویدیگر، ضعف زیرساختهای تجارت خارجی، ریسکهای قابلتوجهی برای صنعت فولاد ایجاد کرده است. در این خبر به بررسی مسیر قیمتها، معاملات بورس و تغییر توازن قدرت در بازار آهن آلات میپردازیم.
صعود قیمت آهن، بدون رونق خرید
این هفته با یک دوگانگی مهم آغاز شد؛ بازار آزاد صعودی بود، اما تقاضای مصرفی توان همراهی با آن را نداشت. عبور دلار از مرز ۲۰۰ هزار تومان، انتظارات هزینهای فروشندگان را بالا برد. بنابراین رشد قیمت آهن آلات را نمیتوان صرفاً به رونق مصرف نسبت داد؛ بخش مهمی از آن واکنش سمت عرضه به ارز و هزینه جایگزینی بود.
در بازار میلگرد، این اثر روشنتر بود. قیمت میلگرد ۱۶ ذوب آهن اصفهان با ۲ هزار و ۸۰۰ تومان افزایش به ۷۱ هزار و ۸۰۰ تومان رسید و میلگرد میانه نیز از یکشنبه در همین سطح ماند. میلگرد امیرکبیر با رشد ۴ هزار تومانی به ۷۲ هزار و ۱۰۰ تومان رسید. این افزایش قیمت میلگرد درحالی رخ داد که خریداران پروژهای محتاطاند؛ بنابراین میلگرد فعلاً بیشتر «قیمت انتظاری» را نمایندگی میکند تا قیمت ناشی از رونق مصرف.

در تیرآهن نیز شرایط صعودی بود؛ بهعنوان مثال قیمت تیرآهن ۱۸ ذوب آهن اصفهان حدود یک میلیون و ۹۸۰ هزار تومان گران شد و به آستانه کانال ۲۳ میلیون تومان رسید. در مقابل، بورس کالا برای تیرآهن ۲۰ تا ۳۰ افت ۰.۳۱ درصدی میانگین موزون داشت، درحالیکه تیرآهن نرمال و هاش بهترتیب ۲.۸۷ و ۳.۲۷ درصد رشد کردند؛ نشانهای از ناهمگونی بازار.

بورس کالا؛ آینه تقاضای آهن آلات
دادههای بورس کالا کیفیت این رشد قیمت را بهتر نشان میدهد. شنبه از ۱۰۶ هزار و ۷۴۰ تن عرضه زنجیره فولاد، فقط ۲۴.۲۲ درصد معامله شد؛ میلگرد آلیاژی با وجود رشد ۱.۴۲ درصدی قیمت، تنها ۴.۸۱ درصد فروش داشت. یکشنبه اما ۶۵.۴۷ درصد آهن اسفنجی معامله شد و قیمت آن ۵.۳۳ درصد رشد کرد؛ گندله و کنسانتره نیز ۱.۴۷ و ۱.۹۵ درصد گران شدند. این ترکیب نشان میدهد تقاضا در بالادست زنجیره فعالتر از برخی بخشهای محصول نهایی است.
دوشنبه ۹۶.۹۸ درصد از ۱۲۱ هزار و ۱۴۷ تن عرضهشده معامله شد و میانگین موزون شمش طول استاندارد ۴.۶۴ درصد رشد کرد. سهشنبه نیز ۹۴.۴ درصد عرضهها به فروش رسید و عرضههای تیرآهن ۱۴ تا ۱۸، تیرآهن نرمال، ناودانی و اغلب نبشیها کامل معامله شدند. فولاد مبارکه و امیرکبیر کاشان نیز عرضه ورق گالوانیزه را افزایش دادند و کل حجم افزودهشده فروش رفت. بنابراین بورس در میانه هفته کشش بالاتری نشان داد، اما هنوز نشانه رونق پایدار نیست.
چهارشنبه، همزمان با اجرای فرمول جدید قیمت پایه میلگرد، ۱۰۶ هزار و ۷۳۰ تن میلگرد آجدار با قیمت پایه ۷۱۴ هزار و ۴۹۹ ریال عرضه شد؛ قیمت پایه ۱۲.۳۳ درصد بالاتر از آخرین عرضه بود. ورق گرم نیز با رشد ۴.۷۶ درصدی قیمت پایه وارد تالار شد. این ارقام، پیوند بیشتر نرخهای پایه، ارز و معاملات را نشان میدهد.
گفتنی است روند تغییرات قیمت ورق سیاه کارخانههای مختلف یکدست نبود. ورق سیاه ۲۵ میلیمتر خرمآباد و آتیه در طول هفته بدون تغییر باقی ماندند و بهترتیب روی ۸۵ هزار و ۸۶ هزار و ۶۰۰ تومان معامله شدند.

در مقابل، ورق سیاه ۲ میلیمتر رشد قابلتوجهی داشت؛ سایز ۱۰۰۰ میلیمتر با افزایش ۳ هزار و ۱۰۰ تومانی به ۱۰۹ هزار تومان رسید، سایز ۲۰۰۰ در ۱۰۰۰ با رشد ۹ هزار و ۶۰۰ تومانی در سطح ۱۱۳ هزار و ۶۰۰ تومان قرار گرفت و سایز ۲۵۰۰ در ۱۲۵۰ نیز ۸ هزار و ۷۰۰ تومان گران شد.

فرمولی که رفتار بازار آهن را ارزشگذاری میکند
فرمول جدید از چهارم شهریور، نقش تقاضا را در قیمتگذاری میلگرد پررنگتر میکند. اگر حداقل ۶۰ درصد عرضه یک تولیدکننده معامله شود، قیمت پایه عرضه بعدی ۲ درصد بالا میرود؛ فروش ۳۰ تا ۶۰ درصدی رشد یکدرصدی ایجاد میکند، فروش ۱۰ تا ۳۰ درصدی نرخ را ثابت میگذارد و فروش کمتر از ۱۰ درصد یا عدم معامله، بهترتیب یک یا دو درصد کاهش میدهد. عدم عرضه در یک هفته نیز میتواند نرخ پایه هفته بعد را ۳ درصد پایین بیاورد.
در کنار آن، قیمت میلگرد به شمش بلوم گره خورده است؛ کف قیمت محاسباتی حداقل ۱۱۱ درصد آخرین قیمت کشفشده شمش و سقف آن حداکثر ۱۲۰ درصد همان نرخ است و میانگین دو هفته گذشته میلگرد نیز سقف رشد را محدود میکند. اکنون قیمت پایه فقط یک عدد اداری نیست؛ رفتار واقعی بازار به عرضه بعدی منتقل میشود.
اگر میلگرد گران شود اما فروش در بورس ضعیف بماند، احتمال فرسایش موج صعودی بیشتر است. برعکس، فروش بالا همراه با رشد شمش میتواند افزایش نرخ را از حرکت انتظاری به روندی معتبرتر تبدیل کند. بنابراین نسبت معامله به عرضه، مسیر شمش بلوم و ماندگاری دلار بالای ۲۰۰ هزار تومان، سه متغیر کلیدی هفتههای آینده هستند
در خصوص قیمت پروفیل نیز باید گفت که هر سه برند اصفهان، تهران و مازندران صعودی بودند و در پایان هفته به نرخ ۱۱۳ هزار و ۶۰۰ تومان رسیدند؛ با این تفاوت که میزان رشد هفتگی آنها متفاوت بود و بهترتیب ۹ هزار و ۱۰۰، ۸ هزار و ۲۰۰ و ۷ هزار و ۳۰۰ تومان افزایش قیمت ثبت کردند.

چشمانداز بازار آهن؛ از رشد قیمت تا ریسک افت تقاضا
کوچک شدن فاصله قیمت کارخانه و بنگاه شاید مهمترین نشانه ساختاری این هفته بود. وقتی موجودی انبار بالاست و خریدار پروژهای خرید را به حداقل نیاز محدود میکند، محصول برای انباردار از دارایی سرمایهای به هزینه خواب سرمایه تبدیل میشود. در چنین شرایطی، انباردار برای آزاد کردن نقدینگی فروشنده میشود و حتی با حاشیه سود پایینتر معامله میکند. بنابراین کاهش فاصله کارخانه و بنگاه الزاماً نشانه ارزانی کارخانه نیست؛ میتواند نتیجه عقبنشینی بنگاه باشد.
همزمانی این وضعیت با رشد قیمتها یعنی بازار ممکن است با «تورم قیمتی بدون رونق معاملاتی» مواجه باشد. اگر قیمتها بالا بروند اما موجودی انبار تخلیه نشود، افزایش نرخ بیشتر حاشیه سود توزیع را فرسوده میکند تا اینکه قدرت خرید را بالا ببرد. نشانه تأیید صعود پایدار، نه فقط قیمت بالاتر، بلکه رشد معاملات و کاهش موجودی است.
در سویدیگر، صنعت فولاد با مسئله صادراتی عمیقتری روبهروست. دشواری اعتبار رسمی، تسویه و مبادلات بانکی میتواند مشتریان سنتی بازارهایی مانند عراق، ارمنستان و گرجستان را به سمت تأمینکنندگان رقیب سوق دهد. این خطر فقط افت موقت صادرات نیست؛ اگر مشتری خارجی تأمینکننده جدید پیدا کند، بازگرداندن او هزینه بیشتری میخواهد. برای صنعتی با هدف تولید ۵۵ میلیون تن، فاصله میان «ظرفیت تولید» و «توان فروش» یک ریسک جدی است.
در مجموع، هفته نخست شهریور تصویری دوگانه ساخت: بازار آهن آلات از نظر قیمت صعودی بود، اما تقاضای مصرفی هنوز در وضعیت محکمی قرار ندارد. دلار و هزینه جایگزینی محرک قیمتها بودند؛ بورس کالا نشانههای متناقضی از تقاضا ارائه کرد و فرمول جدید میلگرد کیفیت معاملات را مستقیماً وارد قیمتگذاری میکند. اگر دلار تثبیت شود، معاملات بورس بالا بماند و موجودی انبارها کاهش پیدا کند، موج میتواند به روند تبدیل شود؛ در غیر این صورت، احتمالاً با صعودی اسمی و شکننده مواجه خواهیم بود.