تیرآهن ذوب آهن فرمان بازار آهن آلات را به دست گرفت
به گزارش آهن آنلاین؛ بازار آهن آلات در دوازدهمین روز صعود متوالی، وارد مرحلهای شده که دیگر نمیتوان آن را صرفاً با نوسان دلار توضیح داد. در شرایطی که نرخ ارز پس از عبور موقت از ۱۹۵ هزار تومان عقب نشست، قیمت بسیاری از محصولات فولادی همچنان بالا رفت و حتی در برخی بخشها، شتاب رشد فولاد از دلار پیشی گرفت. نقطه اوج این واگرایی را باید در بازار تیرآهن جستوجو کرد؛ جایی که محصولات ذوب آهن اصفهان طی روزهای اخیر با جهشهای پیاپی، به یکی از ملتهبترین بخشهای زنجیره تبدیل شدهاند. ترکیب رشد انتظارات تورمی، ریسکهای سیاسی، محدودیت عرضه و ساختار مونوپولی بازار، تیرآهن را از یک محصول تابع نرخ ارز به محرک مستقل موج جدید قیمتها تبدیل کرده است.
وقتی آهن از دلار جلو زد
رفتار امروز بازار یک تفاوت مهم با روزهای گذشته داشت. دلار در معاملات روزانه حتی از مرز ۱۹۵ هزار تومان عبور کرد، اما در ادامه عقب نشست و در محدوده ۱۹۳ هزار تومان به کار خود پایان داد؛ با اینحال، بازار فولاد نهتنها از رشد بازنایستاد، بلکه بسیاری از تولیدکنندگان قیمتهای خود را یک پله دیگر بالا بردند. این اتفاق از منظر تحلیلی اهمیت زیادی دارد، زیرا نشان میدهد رابطه میان نرخ ارز و قیمت آهن آلات در حال تغییر است.
در شرایط عادی، افزایش دلار با بالا بردن ارزش جایگزینی مواد اولیه، هزینه تولید و انتظارات تورمی، سیگنال صعودی به بازار فولاد میدهد. اما اکنون بازار از مرحله «دنبال کردن دلار» عبور کرده و وارد مرحله «پیشخور کردن آینده» شده است. معاملهگر دیگر فقط نرخ امروز ارز را نمیبیند؛ بلکه احتمال جهش بعدی، ریسک اختلال در عرضه، هزینه جایگزینی موجودی و چشمانداز مبهم سیاسی را نیز در قیمتگذاری لحاظ میکند.
به همیندلیل، حتی عقبنشینی موقت دلار نیز نتوانست موج صعودی فولاد را متوقف کند. جنگ و افزایش ریسکهای ژئوپلیتیکی، نگرانی درباره محدودیت تولید، رشد قیمت شمش و ناترازی انرژی در کنار انتظارات تورمی، مجموعهای از عوامل را ساختهاند که به بازار اجازه اصلاح نمیدهند. در واقع، دلار جرقه اولیه را زده، اما اکنون عوامل دیگری آتش افزایش قیمت را روشن نگه داشتهاند.
تیرآهن در مدار انحصار
اگر قرار باشد یک محصول را بهعنوان نماد این مرحله از التهاب بازار معرفی کنیم، بدون تردید باید سراغ تیرآهن رفت. در حالیکه قیمت میلگرد طی روز جاری در اغلب مبادی افزایش یافت و کف قیمتی داره از در بازار تعریف کرد، هرچند تیرآهن ذوب آهن اصفهان مسیر متفاوتی را طی کرد. این کارخانه برای دومین روز متوالی قیمت هر شاخه از محصولات خود را بسته به سایز بین ۵۰۰ هزار تا یک میلیون تومان بالا برد؛ افزایشی که در مقایسه با رشد سایر مقاطع، شدت بیشتری دارد. اگر روند حداقل دو هفته اخیر را در نظر بگیریم، مشخص میشود که قیمت تیرآهن به یکی از بیثباتترین بخشهای زنجیره فولاد تبدیل شده است.
ریشه این وضعیت را نباید تنها در رشد دلار یا حتی افزایش قیمت شمش جستوجو کرد. مسئله اصلی، ساختار عرضه است. بازار تیرآهن تا حد زیادی به عرضه یک تولیدکننده بزرگ وابسته است و همین تمرکز، در شرایطی که تقاضای احتیاطی و سرمایهای افزایش یافته، قدرت قیمتگذاری عرضهکننده را بیشتر کرده است. وقتی بازار با یک عرضهکننده اصلی مواجه است و همزمان خریدار نگران آینده قیمتهاست، کوچکترین محدودیت در عرضه میتواند به جهشهای بزرگتر منجر شود. در چنین شرایطی، قیمت تیرآهن دیگر صرفاً تابع هزینه تولید نیست؛ بلکه «حق دسترسی به کالا» نیز به بخشی از ارزش آن تبدیل شده است. خریدار برای اطمینان از تأمین آینده، حاضر است امروز با قیمت بالاتری خرید کند و همین رفتار، چرخه افزایش قیمت را تقویت میکند.
دوئل مونوپولها
التهاب بازار تنها به تیرآهن محدود نمانده و در بخش ورق نیز نشانههای مشابهی دیده میشود. بازار ورقهای ضخامت پایین، بهخصوص زیر ۵ میلیمتر، با محدودیت عرضه و تمرکز تولید روبهروست و در اینجا نیز ساختار عرضه نقش تعیینکنندهای در قیمتگذاری پیدا کرده است. به بیان دیگر، بازار در دو نقطه حساس زنجیره، یعنی تیرآهن و ورقهای پرتقاضا، با یک ویژگی مشترک مواجه شده است: عرضه متمرکز و قدرت محدود برای جایگزینی سریع محصول.
اینجا میتوان از یک «دوئل مونوپولها» سخن گفت؛ از یکطرف ذوب آهن اصفهان در بازار تیرآهن و از طرفدیگر فولاد مبارکه در بخش مهمی از بازار ورق، هر دو در شرایطی فعالیت میکنند که جایگزینی سریع محصولاتشان برای بازار آسان نیست. بنابراین هرگاه عرضه با تقاضای احتیاطی و انتظارات تورمی برخورد میکند، قیمتها میتوانند با سرعتی بیشتر از متغیرهای عمومی اقتصاد حرکت کنند. این همان نقطهای است که قیمت ورق و قیمت تیرآهن از مسیر معمول بازار فاصله میگیرند. در این بخشها، کمبود واقعی یا حتی نگرانی از کمبود، میتواند اثر روانی بسیار بزرگتری از میزان واقعی کسری عرضه ایجاد کند.
موجی که هنوز تمام نشده
در سایر بازارها نیز فشار صعودی ادامه دارد. در بیشتر شرکتها، قیمت پروفیل حدود هزار تومان در هر کیلوگرم بالا رفت، اما تقاضای مصرفی واقعی به همان نسبت رشد نکرده است. ساختوساز همچنان با رکود و کاهش قدرت خرید مواجه است و نقدینگی فعالان بازار نیز محدود شده است. بنابراین صعود فعلی را نباید با رونق بازار اشتباه گرفت. آنچه قیمتها را بالا میبرد، بیشتر «تقاضای احتیاطی» و ترس از گرانتر شدن آینده است.
با اینحال، یک تناقض مهم همچنان پابرجاست؛ اگر دلار بار دیگر سقفهای جدیدی را فتح کند، بازار فولاد میتواند وارد مرحله تندتری از افزایش قیمت شود؛ اما نکته مهم اینجاست که حتی بدون جهش دوباره ارز نیز، تیرآهن و برخی ورقهای خاص بهدلیل ساختار متمرکز عرضه، ظرفیت ادامه رشد را دارند. به همیندلیل، احتمالاً در کوتاهمدت بازار شاهد یک حرکت دوگانه خواهد بود: محصولاتی با عرضه گستردهتر ممکن است با مقاومت تقاضا مواجه شوند، اما محصولات مونوپول و کمجایگزین همچنان مستعد جهشهای سریعتر باقی میمانند.