میلگرد آمریکا در اوج؛ مقصد بعدی قیمتها کجاست؟
به گزارش آهن آنلاین؛ بازار جهانی فولاد درحالی به نیمه دوم سال ۲۰۲۶ نزدیک میشود که میلگرد آمریکا به یکی از مهمترین کانونهای توجه فعالان این صنعت تبدیل شده است. افزایش قیمتها در بازار داخلی ایالات متحده، در شرایطی رخ داده که بسیاری از بازارهای بزرگ فولاد جهان با رکود تقاضا، مازاد عرضه یا فشارهای ناشی از کاهش مصرف مواجه هستند. همین تفاوت مسیر باعث شده تحلیلگران نسبت به پایداری این روند و تأثیر آن بر تجارت جهانی فولاد پرسشهای جدی مطرح کنند. اکنون پرسش اصلی این است که آیا میلگرد آمریکا همچنان در سطوح فعلی باقی خواهد ماند یا نشانههایی از تغییر مسیر قیمتها در افق بازار دیده میشود؛ موضوعی که میتواند بر جریان تجارت فولاد و تصمیمات تولیدکنندگان در سراسر جهان اثرگذار باشد.
جزیرهای با قیمتهای متفاوت
بازار میلگرد آمریکا طی هفتههای اخیر عملکردی متفاوت از اغلب بازارهای جهانی ثبت کرده است. در حالی که بسیاری از کشورهای تولیدکننده فولاد همچنان با ضعف تقاضا و فشار عرضه دستوپنجه نرم میکنند، قیمت میلگرد در آمریکا به بالاترین سطوح چند سال اخیر رسیده و از مرز هزار دلار به ازای هر تن عبور کرده است. این شکاف قیمتی نشان میدهد بازار آمریکا بیش از آنکه تحتتأثیر روندهای متعارف جهانی باشد، از سیاستهای داخلی و ساختار خاص عرضه و تقاضای خود تأثیر میپذیرد.
بخش مهمی از این وضعیت به سیاستهای تجاری واشنگتن بازمیگردد. تعرفههای سنگین واردات فولاد که با هدف حمایت از تولیدکنندگان داخلی اعمال شدهاند، عملاً فضای رقابتی را محدود کرده و به کارخانههای آمریکایی اجازه دادهاند افزایش هزینههای تولید را راحتتر به بازار منتقل کنند. در چنین شرایطی تولیدکنندگان بزرگ فولاد توانستهاند حاشیه سود مناسبی حفظ کنند و قیمتها را در سطوح بالا نگه دارند.
در کنار این عامل، اجرای پروژههای زیرساختی گسترده، توسعه مراکز داده، سرمایهگذاری در حوزه انرژی و نوسازی شبکههای حملونقل نیز تقاضای نسبتاً پایداری برای محصولات طویل فولادی ایجاد کرده است. این تقاضا اگرچه انفجاری نیست، اما برای حمایت از بازار در برابر فشارهای نزولی کفایت کرده است.
نبض بازار در دستان قراضه
یکی از مهمترین متغیرهایی که میتواند مسیر آینده قیمت میلگرد را تعیین کند، بازار جهانی قراضه فولادی است. در سالهای اخیر نقش قراضه در تولید فولاد، بهویژه در کورههای قوس الکتریکی، به شکل محسوسی افزایش یافته و همین موضوع حساسیت بازار را نسبت به تحولات این بخش بیشتر کرده است.
هشدار اخیر سازمان بینالمللی بازیافت درباره سیاستهای جدید اتحادیه اروپا از همین منظر اهمیت دارد. نگرانی اصلی این نهاد آن است که محدودیتهای احتمالی بر تجارت قراضه، جریان عرضه مواد اولیه را مختل کند و هزینه تولید فولاد را در بسیاری از کشورها افزایش دهد. اگر چنین سناریویی محقق شود، فشار هزینهای جدیدی به زنجیره فولاد وارد خواهد شد؛ فشاری که میتواند بخشی از کاهش اخیر قیمت سنگآهن را خنثی کند.
این موضوع برای آمریکا نیز اهمیت ویژهای دارد. بخش عمده تولید فولاد این کشور بر پایه کورههای قوس الکتریکی و مصرف قراضه انجام میشود. بنابراین هرگونه اختلال در بازار جهانی قراضه میتواند هزینههای تولید را افزایش داده و به تداوم قیمتهای بالای میلگرد کمک کند. به بیان دیگر، اگرچه سنگ آهن در ماههای اخیر روندی نزولی داشته، اما بازار میلگرد آمریکا بیش از آنکه به سنگ آهن وابسته باشد، از تحولات بازار قراضه تأثیر میگیرد.
شکاف میان آمریکا و جهان
بررسی سایر بازارهای جهانی نشان میدهد تصویر یکدستی از صنعت فولاد وجود ندارد. اروپا با کمک ابزارهای حمایتی توانسته تا حدودی قیمتها را حفظ کند، اما رشد تقاضا همچنان محدود است. ترکیه نیز با وجود ثبات نسبی قیمتها، از ضعف بازارهای صادراتی رنج میبرد و نتوانسته موتور جدیدی برای رشد تقاضا پیدا کند.
در سویدیگر، چین همچنان با مشکلات ساختاری بخش مسکن دستوپنجه نرم میکند. رکود ساختمانی و مازاد ظرفیت تولید باعث شده بخش مهمی از فولاد تولیدی این کشور راهی بازارهای صادراتی شود. این مسئله فشار رقابتی قابلتوجهی بر سایر تولیدکنندگان جهان وارد کرده و مانع شکلگیری موج گسترده افزایش قیمت آهن شده است.
همین شرایط باعث شده آمریکا به نوعی «جزیره قیمتی» در بازار جهانی فولاد تبدیل شود. قیمتهایی که در این کشور مشاهده میشود، فاصله معناداری با سطوح رایج در آسیا، اروپا و حتی خاورمیانه دارد. هرچند این تحولات مستقیماً بازار داخلی ایران را تعیین نمیکند، اما فعالان زنجیره فولاد از تولیدکنندگان میلگرد گرفته تا معاملهگران ورق و قیمت پروفیل، تحولات بازار آمریکا را بهعنوان یکی از سیگنالهای مهم روندهای جهانی دنبال میکنند. اما تجربه بازارهای کالایی نشان میدهد چنین فاصلهای در بلندمدت معمولاً پایدار نمیماند و دیر یا زود یکی از طرفین شکاف ناچار به تعدیل خواهد شد.
نقطه تعادل کجاست؟
اگرچه عوامل حمایتی متعددی همچنان پشت بازار میلگرد آمریکا قرار دارند، اما نشانههایی نیز از محدود شدن ظرفیت رشد قیمتها دیده میشود. افت قیمت سنگ آهن، احتمال کاهش سرعت برخی پروژههای ساختمانی بخش خصوصی و نگرانی از کند شدن رشد اقتصادی میتواند بخشی از تقاضا را تحت فشار قرار دهد.
از سویدیگر، هرگونه تغییر در سیاستهای تجاری آمریکا یا تعدیل تعرفههای وارداتی میتواند بهسرعت معادلات بازار را تغییر دهد. ورود مجدد حجم بیشتری از فولاد وارداتی به بازار آمریکا احتمالاً بخشی از فشار قیمتی موجود را کاهش خواهد داد و فاصله این بازار با سایر مناطق جهان را کمتر میکند.
با اینحال در کوتاهمدت سناریوی محتملتر، حفظ قیمتها در سطوح نسبتاً بالا و حرکت در یک دامنه محدود نوسانی است. بازار هنوز از پروژههای زیرساختی، سرمایهگذاریهای انرژی و رشد مراکز داده حمایت میشود و همین عوامل مانع از افت شدید قیمتها خواهند شد. بنابراین به نظر میرسد مقصد بعدی میلگرد آمریکا نه جهش بزرگ جدید و نه سقوط ناگهانی، بلکه ورود به مرحلهای از تثبیت و انتظار برای روشن شدن وضعیت تجارت جهانی، بازار قراضه و سیاستهای اقتصادی باشد؛ عواملی که میتوانند مسیر صنعت فولاد در نیمه دوم سال را تعیین کنند.