بستههای حمایتی دولت؛ ناجی بازار آهن آلات یا مُسکن کوتاهمدت؟
به گزارش آهن آنلاین؛ بازار آهن آلات و فولاد در هفتههای اخیر بار دیگر به کانون توجه فعالان اقتصادی تبدیل شده است. پس از آسیب واردشده به بخشی از زیرساختهای تولیدی کشور و اتخاذ مجموعهای از سیاستهای حمایتی ازسوی دولت، اعضای انجمن تولیدکنندگان فولاد معتقدند بازار توانسته از شوک اولیه عبور کند و به سمت ثبات حرکت کند. در همینحال، برخی فعالان بازار نسبت به میزان اثرگذاری این سیاستها و همچنین ادعای محدود بودن سهم فولاد در هزینه نهایی ساختوساز پرسشهایی را مطرح میکنند. اکنون این پرسش مطرح است که آیا واقعاً بستههای حمایتی دولت توانستهاند از بروز بحران در بازار آهن آلات جلوگیری کنند؟ آیا نوسانات اخیر صرفاً شوکهای مقطعی بودهاند؟ و سهم واقعی فولاد در قیمت تمامشده ساختمان تا چه اندازه با ادعاهای مطرحشده همخوانی دارد؟ بررسی روندهای بازار و دادههای موجود میتواند تصویر روشنتری از واقعیت ارائه دهد.
آرامش پس از شوک
حوادث و تنشهای اخیر که بخشی از ظرفیتهای تولیدی صنعت فولاد را تحتتاثیر قرار داد، در نگاه نخست این نگرانی را ایجاد کرد که بازار با کمبود عرضه و جهش شدید قیمت آهن آلات مواجه شود. تجربه سالهای گذشته نشان داده هرگونه اختلال در زنجیره تولید فولاد، بهسرعت به بازار مصرف منتقل میشود و میتواند زمینهساز رفتارهای هیجانی شود.
بااینحال، آنچه در عمل رخ داد، تفاوت محسوسی با سناریوهای بدبینانه داشت. بخشی از این موضوع به موجودی انبارها بازمیگشت. بسیاری از تولیدکنندگان و توزیعکنندگان پیش از وقوع بحران، سطح مناسبی از ذخایر کالا را در اختیار داشتند و همین مسئله مانع از ایجاد کمبود گسترده در بازار شد. از سویدیگر، سیاست واردات برخی محصولات فولادی بهویژه ورقهای موردنیاز صنایع پاییندستی باعث شد نگرانی از کمبود عرضه کاهش پیدا کند.
در همین مقطع، نوساناتی در بازار مشاهده شد و فعالان بازار شاهد تغییراتی در روند معاملات و همچنین قیمت ورق سیاه بودند. اما بررسی رفتار بازار نشان میدهد بخش قابلتوجهی از این افزایشها نه ناشی از کمبود واقعی کالا، بلکه حاصل انتظارات تورمی و نگرانی از آینده بود. به بیان دیگر، شوک روانی ناشی از فضای ایجادشده نقشی پررنگتر از واقعیتهای عرضه و تقاضا در شکلگیری نوسانات اولیه ایفا کرد.
سیاست حمایتی؛ موفق یا موقتی؟
انجمن تولیدکنندگان فولاد از سیاستهای دولت در زمینه تسهیل واردات و محدودسازی موقت صادرات بهعنوان عوامل مؤثر در کنترل بازار یاد میکند. واقعیت نیز آن است که در شرایط بحرانی، دولت ناچار است میان حفظ تعادل بازار داخلی و منافع صادراتی یکی را در اولویت قرار دهد. بررسی عملکرد بازار نشان میدهد این سیاستها در کوتاهمدت توانستند از شکلگیری کمبود جدی جلوگیری کنند. واردات برخی محصولات فولادی و هدایت بخشی از عرضه به بازار داخل، موجب شد تقاضای موجود بدون پاسخ باقی نماند. بنابراین میتوان گفت ادعای موفقیت نسبی این بستههای حمایتی تا حد زیادی با واقعیتهای بازار همخوانی دارد.
اما مسئله مهمتر پایداری این موفقیت است. تجربه بازار فولاد ایران نشان میدهد مداخلات مقطعی دولت اگر با حل مشکلات ساختاری همراه نباشد، تنها نقش مُسکن را ایفا میکند. امروز بزرگترین تهدید پیش روی تولیدکنندگان نه آثار باقیمانده از بحران اخیر، بلکه محدودیتهای انرژی است. قطعی برق و محدودیت مصرف انرژی در فصل گرم میتواند ظرفیت تولید را کاهش دهد و بار دیگر تعادل بازار را برهم بزند. به همیندلیل، اگرچه سیاستهای اخیر توانستند بازار را از شوک اولیه عبور دهند، اما ثبات پایدار تنها زمانی محقق خواهد شد که مسئله تأمین انرژی، سرمایهگذاری در زیرساختها و برنامهریزی بلندمدت برای زنجیره فولاد نیز در دستور کار قرار گیرد.
سهم واقعی فولاد در هزینه ساخت
یکی از مهمترین ادعاهای مطرحشده ازسوی انجمن تولیدکنندگان فولاد، محدود بودن سهم فولاد در قیمت نهایی ساختمان است. ادعایی که در نگاه نخست برای بسیاری از خریداران مسکن عجیب به نظر میرسد؛ زیرا هر افزایش قیمت در بازار آهن آلات معمولاً با واکنش فعالان ساختمانی همراه میشود. محاسبات ارائهشده ازسوی انجمن نشان میدهد ارزش فولاد مصرفی در هر متر مربع ساختمان، در مقایسه با قیمت نهایی واحد مسکونی، سهم نسبتاً اندکی دارد. اگرچه ممکن است اعداد و ارقام بسته به نوع ساختمان، منطقه جغرافیایی و کیفیت مصالح متفاوت باشد، اما اصل موضوع قابل تأمل است.
واقعیت آن است که طی سالهای اخیر رشد قیمت زمین، هزینههای صدور مجوز، دستمزد نیروی انسانی، هزینههای مالی، قیمت تأسیسات و سایر نهادههای ساختمانی سهم بیشتری در افزایش قیمت مسکن داشتهاند. از این منظر، نمیتوان تمام رشد قیمت مسکن را به بازار فولاد نسبت داد. البته این موضوع به معنای بیاهمیت بودن فولاد نیست. در عمل، تغییرات قیمت میلگرد و همچنین قیمت تیرآهن همچنان بر تصمیمگیری سازندگان، هزینه اجرای پروژهها و زمانبندی ساختوساز اثرگذار است. اما تفاوت مهم میان «اثرگذاری عملیاتی» و «سهم در قیمت نهایی» است؛ دو مفهومی که معمولاً در تحلیلهای عمومی با یکدیگر اشتباه گرفته میشوند.
چالش اصلی هنوز باقی است
اگر از فضای هیجانی روزهای گذشته فاصله بگیریم، تصویر کلی بازار فولاد چندان بحرانی به نظر نمیرسد. واحدهای آسیبدیده در حال بازسازی هستند، صادرات دوباره از سر گرفته شده و بخش قابلتوجهی از زنجیره تولید توانسته خود را با شرایط جدید تطبیق دهد. بااینحال، خطر اصلی همچنان پابرجاست. صنعت فولاد ایران سالهاست بیش از آنکه از کمبود مواد اولیه یا ضعف تقاضا آسیب ببیند، از ناترازی انرژی ضربه خورده است. هرگونه محدودیت گسترده در تأمین برق میتواند تلاشهای انجامشده برای بازگرداندن ثبات به بازار را خنثی کند.
در چنین شرایطی، ادعای انجمن تولیدکنندگان فولاد مبنی بر مقطعی بودن شوکهای اخیر تا حد زیادی قابل دفاع به نظر میرسد؛ زیرا بازار توانست بدون کمبود جدی کالا از بحران عبور کند. اما تداوم این ثبات به عواملی وابسته است که خارج از محدوده سیاستهای کوتاهمدت قرار دارند. اگر مسئله انرژی حل نشود، هر شوک مقطعی میتواند به بحرانی ماندگار تبدیل شود.
درنهایت، بازار آهن آلات امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند ثبات در سیاستگذاری است. تولیدکنندگان به دنبال تأمین پایدار انرژی هستند، مصرفکنندگان به ثبات قیمتها چشم دوختهاند و سازندگان نیز در انتظار بازاری قابل پیشبینی هستند. موفقیت یا شکست سیاستهای فعلی را باید نه در واکنش چند هفتهای بازار، بلکه در توانایی صنعت برای حفظ تولید، کنترل قیمتها و جلوگیری از بازگشت نوسانات در ماههای آینده ارزیابی کرد؛ موضوعی که سرنوشت قیمت پروفیل و سایر محصولات فولادی را نیز تحتتاثیر قرار خواهد داد.