توئیت ترامپ و لرزش بازار آهن آلات؛ ریزش قیمتی در راه است؟
به گزارش آهن آنلاین؛ بازار آهن آلات ایران در روزهایی قرار گرفته که بیش از هر زمان دیگری، اخبار سیاسی بر رفتار معاملهگران سایه انداخته است. انتشار سیگنالهای تازه از احتمال دستیابی به یک نیمچه توافق میان ایران و آمریکا، فضای انتظاری جدیدی را در بازار ایجاد کرده؛ فضایی که نه از جنس خوشبینی کامل است و نه شبیه موجهای هیجانی گذشته. این بار واکنش بازار محتاطانهتر، تحلیلیتر و حتی تا حدی هراسان به نظر میرسد. در شرایطی که توییت دونالد ترامپ درباره نهاییشدن بخش عمده توافق، امیدها به کاهش فشار تحریمها و باز شدن مسیرهای تجاری را تقویت کرده، بورس کالا زودتر از بازار آزاد به این سیگنالها واکنش نشان داده است. اما همزمان آمار فروش پایین محصولات فولادی و حذف نام ایران از گزارشهای اصلی انجمن جهانی فولاد، نشان میدهد صنعت فولاد کشور هنوز درگیر زخمی عمیقتر از نوسانات مقطعی قیمتهاست؛ زخمی که ترمیم آن حتی در صورت توافق سیاسی نیز زمانبر خواهد بود.
توافقی که بازار زودتر از سیاست فهمید
بازار آهن آلات ایران طی ماههای اخیر بارها به اخبار مذاکرات واکنش نشان داده، اما تفاوت این دور از تحولات سیاسی در آن است که این بار بورس کالا پیش از بازار آزاد نشانههای تغییر را دریافت کرد. پس از انتشار اظهارات دونالد ترامپ در شبکه Truth Social مبنی بر اینکه «بخش عمده توافق مذاکره شده و تنها مراحل نهایی باقی مانده»، بخشی از فعالان بازار فولاد این پیام را بهعنوان اولین سیگنال رسمی از احتمال کاهش تنشها تلقی کردند.
در ظاهر، هنوز هیچ توافق رسمی اعلام نشده و حتی جزئیات دقیقی از مفاد آن در دست نیست، اما بازار به خوبی میداند که سیاست، پیش از امضا اثر خود را بر انتظارات میگذارد. همین مسئله باعث شد در عرضههای اخیر بورس کالا، بخشی از تقاضای خاموششده دوباره فعال شود و حدود نیمی از شمشهای عرضهشده به فروش برسد؛ اتفاقی که نسبت به رکود سنگین هفتههای قبل، یک تغییر معنادار محسوب میشود. اما نکته مهمتر اینجاست که این خریدها بیشتر از جنس «پیشگیری از جا ماندن» بود تا آغاز یک رونق واقعی. بسیاری از خریداران ترجیح دادند بخشی از نیاز خود را تأمین کنند تا در صورت کاهش ناگهانی نرخ ارز یا افت احتمالی قیمت ورق سیاه، از بازار عقب نمانند. درواقع بورس کالا به محلی برای تنظیم انتظارات تبدیل شد؛ جایی که معاملهگران سعی کردند آینده را زودتر از بازار آزاد قیمتگذاری کنند.
بازار در فاز ترس؛ نه رونق
با وجود سیگنالهای سیاسی مثبت، واقعیت بازار فیزیکی هنوز با احتیاط شدید همراه است. آمار نهایی معاملات بورس کالا نشان میدهد حدود ۷۰ درصد محصولات فولادی عرضهشده بدون مشتری باقی ماندهاند؛ عددی که بیش از آنکه نشانه رکود صرف باشد، بیانگر ورود بازار به فاز «ترس از آینده» است. این ترس دو منشأ متفاوت دارد. گروه اول خریدارانی هستند که احتمال میدهند در صورت نهاییشدن توافق، نرخ ارز کاهش پیدا کند و قیمت آهن آلات افت بیشتری را تجربه کند. این دسته ترجیح میدهند فعلاً خریدهای خود را به تعویق بیندازند تا شاید در هفتههای آینده مواد اولیه را ارزانتر تهیه کنند.
در مقابل، گروه دیگری از فعالان بازار نگرانند که توافق احتمالی در حد یک تفاهم محدود باقی بماند و تأثیر واقعی بر زیرساختهای تولید نگذارد. این نگرانی بیدلیل نیست؛ چراکه صنعت فولاد ایران در ماههای گذشته تنها با تحریم مواجه نبوده، بلکه همزمان با بحران انرژی، محدودیتهای صادراتی، آسیب به برخی زیرساختهای تولید و کمبود نقدینگی نیز دستوپنجه نرم کرده است. در چنین فضایی، بازار آزاد نه جرأت جهش قیمتی دارد و نه توان سقوط سنگین. نتیجه این وضعیت، شکلگیری یک بازار نیمهمنجمد است؛ بازاری که در آن همه منتظرند اما هیچکس تصمیم قطعی نمیگیرد. انبارداران خرید سنگین نمیکنند، مصرفکنندگان پروژهها را آهسته پیش میبرند و حتی نوسانات قیمت تیرآهن نیز دیگر نتوانسته جریان قدرتمندی از تقاضا را به بازار بازگرداند؛ چراکه اغلب خریداران ترجیح میدهند تا روشنتر شدن وضعیت سیاسی و اقتصادی، با احتیاط بیشتری برنامه خرید و فروش خود را تنظیم کنند.
حذف خاموش ایران از نقشه فولاد جهان
شاید مهمترین بخش ماجرا نه در بورس کالا، بلکه در گزارش اخیر انجمن جهانی فولاد پنهان شده باشد؛ جایی که نام ایران عملاً از فهرست تولیدکنندگان بزرگ فولاد جهان کنار رفته است. در شرایطی که تولید جهانی فولاد حدود ۲ درصد کاهش یافته، حذف ایران از جمع بازیگران اصلی معنایی فراتر از یک افت آماری ساده دارد. سالها صنعت فولاد یکی از معدود بخشهایی بود که ایران توانسته بود در آن جایگاهی منطقهای و حتی جهانی به دست آورد. اما اکنون مجموعهای از بحرانها، از محدودیت انرژی گرفته تا آسیب به برخی مجتمعهای بزرگ فولادی، باعث شده ظرفیت تولید کشور افت محسوسی را تجربه کند. کاهش تولید تنها به معنای افت صادرات نیست؛ بلکه زنجیرهای از پیامدها را برای بازار داخلی نیز به همراه دارد؛ از کاهش نقدینگی واحدها گرفته تا افزایش هزینه تمامشده تولید.
نکته قابلتوجه آن است که بازار جهانی نیز در وضعیت پررونقی قرار ندارد. افت تولید چین، کاهش تقاضای جهانی و رکود نسبی صنایع ساختمانی در بسیاری از کشورها باعث شده حتی در صورت بازگشت ایران به بازارهای صادراتی، رقابت سختتری پیش روی تولیدکنندگان داخلی باشد. درواقع، صنعت فولاد ایران اکنون در نقطهای ایستاده که صرفاً با کاهش تحریمها احیا نمیشود. آنچه از دست رفته فقط بازار صادراتی نیست؛ بخشی از اعتماد سرمایهگذاران، توان عملیاتی کارخانهها و ثبات زنجیره تأمین نیز آسیب دیده است.
جبران ممکن است؛ اما نه فوری
اگر توافق احتمالی به مرحله اجرا برسد، بدون تردید بخشی از فشار روانی بازار کاهش پیدا خواهد کرد. تسهیل نقلوانتقالات مالی، دسترسی آسانتر به قطعات و مواد اولیه، کاهش هزینههای صادرات و احتمال ثبات نسبی نرخ ارز میتواند به تدریج شرایط را برای صنعت فولاد بهتر کند. اما تصور بازگشت سریع بازار به روزهای اوج، خوشبینانه است. صنعت آهن آلات ایران اکنون بیش از هر چیز به بازسازی اعتماد نیاز دارد؛ اعتمادی که در ماههای اخیر زیر فشار نااطمینانیهای سیاسی و اقتصادی فرسوده شده است. حتی اگر بخشی از محدودیتها کاهش پیدا کند، بازگشت ظرفیت تولید، احیای پروژههای عمرانی و بازگشت سرمایه به بازار زمان خواهد برد.
فعالان حرفهای بازار نیز دقیقاً بههمیندلیل با احتیاط حرکت میکنند. نه فروشندگان حاضرند با شتاب قیمت آهن آلات را پایین بیاورند و نه خریداران برای ورود سنگین به بازار عجله دارند. بازار فعلاً در وضعیت «انتظار برای قطعیت» قرار گرفته؛ وضعیتی که شاید مهمترین ویژگی این روزهای صنعت فولاد باشد. در اینمیان، بورس کالا به نوعی تبدیل به دماسنج انتظارات شده است. هر میزان افزایش یا کاهش تقاضا در این بازار، بیش از آنکه ناشی از مصرف واقعی باشد، بازتابی از پیشبینی فعالان نسبت به آینده سیاسی و اقتصادی کشور است. آیندهای که اگرچه نشانههایی از آرامش در آن دیده میشود، اما هنوز برای بازار آهن آلات کاملاً قابل اعتماد نیست.