تحلیل ماهانه بازار آهن آلات؛ اردیبهشت 1405
به گزارش آهن آنلاین؛ بازار آهن آلات ایران در اردیبهشتماه، یکی از پیچیدهترین و پرتناقضترین دورههای خود در ماههای اخیر را پشت سر گذاشت؛ ماهی که در آن قیمتها همزمان با رکود مصرف، رشد کردند، تقاضا در ظاهر ضعیف بود اما ترس از کمبود همچنان در رفتار خریداران دیده میشد و صنعت فولاد زیر سایه همزمان بحران انرژی، نوسانات ارزی، ریسکهای جنگی و نااطمینانی سیاستگذاری حرکت کرد. در این ماه، از میلگرد و تیرآهن گرفته تا ورق و پروفیل، بازار مدام میان دو قطب «اصلاح قیمت» و «بازگشت التهاب» در نوسان بود. اگرچه در برخی هفتهها نشانههایی از تخلیه حباب قیمتی دیده شد، اما جهش مجدد نرخ ارز، نگرانی از اختلال در تولید فولاد مبارکه و محدودیتهای برق باعث شد آرامش بازار شکننده باقی بماند. اردیبهشت را میتوان ماه عبور بازار آهن آلات از هیجان مطلق به سمت احتیاط تحلیلی دانست؛ بازاری که دیگر نه با کمبود واقعی، بلکه با ترس از آینده قیمتگذاری میشود.
اردیبهشت؛ ماه جدال رکود و تورم
بازار آهن آلات در نخستین روزهای اردیبهشت با فضایی وارد معاملات شد که هنوز آثار التهاب پایان سال و نگرانیهای ناشی از اختلال در زنجیره فولاد کشور بر آن سنگینی میکرد. خریداران از یکسو با رکود ساختوساز و کمبود نقدینگی مواجه بودند و از سویدیگر، نگران جهش دوباره قیمتها در صورت تشدید بحران انرژی یا افزایش نرخ ارز بودند. همین تضاد باعث شد رفتار بازار در تمام ماه، چهرهای دوگانه داشته باشد؛ نه رونق واقعی شکل گرفت و نه بازار وارد ریزش سنگین شد.
در بخش میلگرد، اگرچه معاملات نسبت به ماههای قبل محتاطانهتر دنبال شد، اما قیمت میلگرد در مجموع مسیر افزایشی آرامی را طی کرد. میلگرد سایز ۱۸ میانه از محدوده ۶۰ هزار تومان در ابتدای اردیبهشت، تا کانال ۶۴ هزار تومان در پایان ماه پیش رفت و حدود ۳ هزار و ۶۰۰ تومان رشد را تجربه کرد. در مقابل، میلگرد ذوبآهن اصفهان نوسانات محدودتری داشت و همین تفاوت نشان داد بازار بیش از گذشته به برند، کیفیت و میزان دسترسی به کالا حساس شده است.

رفتار خریداران نیز در این ماه معنادار بود. برخلاف دورههایی که تقاضا به شکل هیجانی وارد بازار میشد، اردیبهشت بیشتر شاهد خریدهای هدفمند و کوتاهمدت بود. بسیاری از فعالان پاییندست ترجیح دادند فقط به اندازه نیاز واقعی خرید کنند و از انبار کردن گسترده کالا فاصله بگیرند. این تغییر رفتار، نشانهای از کاهش قدرت نقدینگی و افزایش نااطمینانی نسبت به آینده اقتصاد بود.
تیرآهن؛ محصولی که نبض بازار را لو داد
اگر قرار باشد تنها یک محصول بهعنوان نماینده رفتار بازار آهن آلات در اردیبهشت معرفی شود، بدون تردید آن محصول تیرآهن است. بازار تیرآهن در این ماه تقریباً تمام مؤلفههای اثرگذار بر صنعت فولاد را بازتاب داد؛ از نوسانات ارزی گرفته تا نگرانی از کاهش عرضه و رکود پروژههای ساختمانی. تیرآهن ذوبآهن اصفهان در سایز ۲۰، ماه را از محدوده ۳۰ میلیون تومان آغاز کرد اما تا ۹ اردیبهشت به حدود ۲۶ میلیون تومان عقب نشست. این افت قیمت تیرآهن، بیش از آنکه ناشی از افزایش عرضه باشد، نتیجه فروکش نسبی هیجان خرید و کاهش انتظارات تورمی در روزهای ابتدایی ماه بود. بااینحال، بازار خیلی زود مسیر خود را تغییر داد و قیمت این محصول تا ۱۶ اردیبهشت به محدوده ۲۹ میلیون و ۴۵۰ هزار تومان رسید.

در نیمه دوم ماه نیز اگرچه روندی نسبتاً نزولی شکل گرفت، اما جهش دوباره نرخ ارز و افزایش نگرانیها نسبت به آینده تولید، باعث شد تیرآهن در روزهای پایانی اردیبهشت صعود تازهای را تجربه کند و حتی وارد کانال ۳۲ میلیون تومان شود. این نوسان سنگین بهخوبی نشان داد بازار آهن آلات همچنان به شدت از فضای روانی اقتصاد تأثیر میپذیرد. در تیرآهن برند بناب نیز شرایط مشابهی دیده شد. این محصول که در ابتدای اردیبهشت حدود ۱۹ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان معامله میشد، پس از یک دوره افت کوتاهمدت، تا میانه ماه به سقف ۲۰ میلیون و ۹۲۰ هزار تومان رسید و نهایتاً اردیبهشت را در کانال ۲۰ میلیون تومانی به پایان رساند.
واقعیت آن است که بازار تیرآهن در اردیبهشت بیش از هر زمان دیگری تحتتأثیر «ترس از آینده» قرار داشت. خریداران پروژههای عمرانی و ساختمانی، هرچند از نظر مصرف واقعی در وضعیت قدرتمندی قرار نداشتند، اما نگران بودند که با تشدید بحران برق یا محدودیت تولید کارخانههای بزرگ، در ماههای آینده با جهشهای شدیدتری مواجه شوند.
ورق فولادی؛ اثر مستقیم فولاد مبارکه بر بازار
در میان تمام محصولات زنجیره فولاد، قیمت ورق سیاه بیش از همه تحتتأثیر وضعیت فولاد مبارکه قرار داشت. تمرکز بالای تولید ورق در کشور باعث شده هر خبر یا شایعهای درباره روند تولید این مجموعه، بلافاصله بر انتظارات بازار اثر بگذارد.
ورق سیاه اکسین اهواز در ضخامت ۲۰ میل و ابعاد ۲۰۰۰×۶۰۰۰ در طول اردیبهشت، رشدی حدود ۴ هزار تومان را تجربه کرد. این افزایش در شرایطی رخ داد که بازار مصرف نهایی همچنان در فضای رکودی قرار داشت و صنایع پاییندستی نیز با احتیاط نسبت به خرید اقدام میکردند.

برند کاویان نیز در ضخامت ۲۰ میل و ابعاد ۱۲۵۰×۶۰۰۰، معاملات خود را در ابتدای اردیبهشت با نرخ ۷۹ هزار تومان آغاز کرد و در ادامه نوسانات این ماه، به محدوده ۸۵ هزار و ۴۰۰ تومان رسید. این همجهتی قیمتی نشان داد که بازار ورق، بیش از آنکه تابع مصرف واقعی باشد، تحتتأثیر انتظارات ناشی از محدودیت عرضه حرکت میکند.در واقع، صنایع پاییندستی از خودروسازی گرفته تا لوازم خانگی و تولیدکنندگان سازههای فلزی، در اردیبهشت با یک نگرانی مشترک روبهرو بودند؛ اینکه در صورت تشدید بحران انرژی یا ادامه اختلال در بخشی از زنجیره تولید، قیمت ورق میتواند با جهشهای شدیدتری روبهرو شود. همین نگرانی باعث شد بخشی از خریدها ماهیت احتیاطی پیدا کند. از سویدیگر، سیاستهای دولت نیز در بازار ورق اثرگذار بود. توقف مقطعی صادرات اسلب و برخی انواع ورق، در کنار تسهیل واردات از حوزه CIS، نشان داد سیاستگذار تلاش میکند از بروز کمبود در بازار داخلی جلوگیری کند. اما همین مداخلات، ریسک تصمیمات ناگهانی را برای فعالان بازار افزایش داد.
پروفیل و پاییندست؛ فشار مضاعف بر صنایع کوچک
شاید هیچ بخشی به اندازه صنایع پاییندستی فشار رکود تورمی اردیبهشت را احساس نکرد. تولیدکنندگان پروفیل، سازندگان قطعات فلزی و کارگاههای کوچک صنعتی، در تمام ماه میان افزایش هزینه مواد اولیه و ضعف سفارشهای جدید گرفتار بودند.
پروفیل اصفهان در سایز ۵۰×۵۰ با ضخامت ۲.۵ میل، حدود ۱۰ هزار تومان افزایش قیمت را نسبت به ابتدای اردیبهشت تجربه کرد و به محدوده ۱۳۰ هزار تومان نزدیک شد. پروفیل تهران نیز تقریباً همین مسیر را طی کرد. اما نکته مهم این بود که این رشد قیمت پروفیل، الزاماً به معنای رونق تولید نبود. بسیاری از واحدهای پاییندستی همچنان با ظرفیت محدود کار میکردند و بخش بزرگی از معاملات صرفاً برای جلوگیری از توقف کامل خطوط تولید انجام میشد.

افزایش نرخ بهره فروشهای اعتباری، رشد هزینه حملونقل و کمبود سرمایه در گردش، فشار مضاعفی بر صنایع کوچک وارد کرد. در چنین شرایطی، بسیاری از فعالان پاییندستی دیگر به دنبال سود نبودند؛ بلکه تلاش میکردند فقط بقا داشته باشند.
از سویدیگر، فاصله قیمت کارخانه و بازار آزاد نیز کاهش یافت. توسعه فروش مستقیم کارخانهها، گسترش معاملات بورس کالا و نقش پررنگتر پلتفرمهای آنلاین، بخشی از سود سنتی واسطهگری را از بین برد و ساختار بازار آهن آلات را آرامآرام به سمت شفافیت بیشتر سوق داد.
صنعت فولاد زیر سایه برق، ارز و سیاست
اردیبهشت برای صنعت فولاد فقط ماه نوسان قیمت نبود؛ بلکه ماه افزایش نگرانیها درباره آینده تولید نیز محسوب میشد. نزدیک شدن به فصل گرم سال، دوباره احتمال محدودیت برق صنایع فولادی را به یکی از دغدغههای اصلی بازار تبدیل کرد. فعالان صنعت بهخوبی میدانند که کوچکترین اختلال در تولید کارخانههای بزرگ، میتواند به سرعت قیمت آهن را وارد فاز افزایشی کند. به همین دلیل، حتی پیش از اعمال محدودیت واقعی، انتظارات تورمی در بازار فعال شد. در کنار بحران انرژی، نرخ ارز نیز نقش تعیینکنندهای داشت. جهش دلار تا محدوده ۱۸۰ هزار تومان در برخی روزهای اردیبهشت، فضای روانی بازار را به شدت تحتتأثیر قرار داد و باعث شد بسیاری از فروشندگان از عرضه سنگین کالا خودداری کنند.
در سطح جهانی نیز بازار فولاد با سیگنالهای متناقضی همراه بود. سنگآهن در وضعیت نسبتاً باثباتی قرار داشت، اما بازار بیلت و ورق در مناطق مختلف جهان رفتارهای متفاوتی از خود نشان دادند. همین چندصدایی باعث شد تصمیمگیری برای صادرکنندگان و فعالان بازار داخلی دشوارتر شود. واقعیت این است که بازار آهن آلات ایران در اردیبهشت، بیش از هر زمان دیگری به متغیرهای بیرونی وابسته شد؛ بازاری که دیگر صرفاً براساس عرضه و تقاضای داخلی حرکت نمیکند و هر خبر سیاسی، ارزی یا انرژی میتواند مسیر قیمتها را تغییر دهد.
پایان هیجان یا آغاز موج تازه؟
آنچه از مجموع تحولات اردیبهشت برمیآید، تصویری از بازاری است که از التهاب مطلق فاصله گرفته اما هنوز وارد ثبات پایدار نشده است. حباب بخشی از قیمتها تخلیه شد، رفتار خریداران منطقیتر شد و فاصله نرخهای بازار آزاد و بورس کالا کاهش یافت، اما همچنان سایه نااطمینانی بر بازار سنگینی میکند. بازار آهن آلات حالا در نقطهای ایستاده که نه رکود اجازه جهشهای سنگین را میدهد و نه بحران انرژی و نوسانات ارزی امکان افت جدی قیمتها را فراهم میکند.
همین موضوع باعث شده سناریوی غالب بازار، «ثبات نسبی همراه با نوسانات محدود» باشد. بااینحال، اگر محدودیت برق صنایع فولادی تشدید شود، نرخ ارز دوباره وارد مدار صعودی گردد یا اختلال تازهای در زنجیره تولید شکل بگیرد، همین آرامش شکننده میتواند خیلی سریع جای خود را به موج جدیدی از رشد قیمتها بدهد. در مقابل، اگر سیاستگذار بتواند بازار ارز را کنترل کند، محدودیتهای انرژی را مدیریت نماید و جریان تولید کارخانههای بزرگ به وضعیت باثباتتری برسد، احتمال دارد بازار آهن آلات در ماههای آینده به سمت تعادل واقعیتری حرکت کند؛ تعادلی که در آن قیمتها نه براساس ترس و هیجان، بلکه بر پایه مصرف واقعی و متغیرهای اقتصادی تعیین شوند.