صنعت فولاد معلق میان صلح و بحران قرار دارد
به گزارش آهن آنلاین؛ بازار فولاد ایران در ابتدای سال ۱۴۰۵ بیش از هر زمان دیگری به تحولات سیاسی و امنیتی گره خورده است. اگر در سالهای گذشته متغیرهایی مانند نرخ ارز، سیاستهای پولی، هزینه انرژی و عرضه مواد اولیه تعیینکننده مسیر قیمت فولاد بودند، اکنون یک عامل جدید و پرقدرت بر همه این مولفهها سایه انداخته و آن جنگ یا مذاکره میان ایران و آمریکا است. تجربه ۴۰ روز نخست درگیری نظامی و سپس آتشبس موقت نشان داد که بازار فولاد نهتنها به اخبار سیاسی واکنش سریع نشان میدهد، بلکه در دورههای بحران به یکی از حساسترین بازارهای اقتصادی کشور تبدیل میشود.
از ابتدای شروع جنگ در نهم اسفند ۱۴۰۴ تا پایان تبادل آتش و اعلام آتشبس موقت، بازار فولاد شاهد جهشهای کمسابقهای بود. در این دوره، قیمت میلگرد حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد افزایش یافت، اما در بخش ورق فولادی، تیرآهن و محصولات وابسته به کارخانه فولاد مبارکه اصفهان و ذوب آهن، رشد قیمتها به ۶۰ تا ۷۰ درصد رسید. این تفاوت نشان میدهد که بازار نسبت به محصولاتی که وابستگی بیشتری به تولیدکنندگان بزرگ و زیرساختهای حساس دارند، واکنش شدیدتری نشان داده است. پس از اعلام آتشبس، روند صعودی قیمتها متوقف شد و در برخی مقاطع طویل نیز اصلاح محدود قیمت رخ داد، اما بازار ورق همچنان در سطوح بالا باقی مانده است. این تحولات نشان میدهد بازار فولاد اکنون در نقطهای قرار دارد که آینده آن بیش از هر زمان دیگری وابسته به سناریوهای سیاسی است.
تداوم آتشبس و حرکت به سمت مذاکره
در سناریوی خوشبینانه، آتشبس موقت تمدید شده و مذاکرات میان ایران و آمریکا به توافقی پایدار منجر میشود. چنین اتفاقی میتواند نخستین اثر خود را در بازار ارز نشان دهد. کاهش ریسکهای سیاسی معمولا باعث افت انتظارات تورمی، کاهش تقاضای سفتهبازانه برای ارز و ثبات نسبی نرخ دلار میشود. از آنجا که قیمت فولاد در ایران رابطه مستقیم با نرخ ارز دارد، این موضوع میتواند سرعت رشد قیمتها را کاهش دهد و حتی در برخی محصولات حباب قیمتی را تخلیه کند. در این شرایط، بازار فولاد احتمالا وارد فاز آرامش نسبی میشود. صنایع پاییندستی که در دوره جنگ خریدهای خود را متوقف کرده بودند، دوباره فعال خواهند شد و تقاضای واقعی جایگزین تقاضای هیجانی میشود. پروژههای عمرانی و ساختمانی نیز که در فضای نااطمینانی متوقف یا کند شده بودند، امکان بازگشت خواهند داشت.
همچنین اگر توافق سیاسی به کاهش یا رفع بخشی از تحریمها منجر شود، صادرات فولاد ایران میتواند دوباره رونق بگیرد. بازگشت به بازارهای منطقهای، تسهیل حملونقل، کاهش هزینه مبادلات و دسترسی بهتر به ارز حاصل از صادرات، حاشیه سود تولیدکنندگان را تقویت میکند. در این سناریو، فولادسازان بزرگ کشور میتوانند بخشی از خسارات دوره جنگ را جبران کرده و سرمایهگذاریهای متوقفشده را از سر بگیرند. با این حال، حتی در سناریوی صلح نیز نباید انتظار کاهش شدید قیمتها را داشت. تورم انباشته سالهای گذشته، رشد دستمزدها، افزایش هزینه انرژی و کسری بودجه دولت عواملی هستند که اجازه بازگشت قیمتها به سطوح قبل را نمیدهند. بنابراین صلح میتواند شتاب گرانی را کاهش دهد، اما لزوما به معنای ارزانی گسترده نخواهد بود.
شکست مذاکرات و بازگشت جنگ
در سناریوی بدبینانه، مذاکرات به نتیجه نرسیده و درگیریها دوباره آغاز میشود. این سناریو برای بازار فولاد بسیار پرهزینه خواهد بود، چراکه تجربه ۴۰ روز نخست جنگ نشان داد که شوک جنگی بلافاصله خود را در قیمتها منعکس میکند. نخستین پیامد، جهش دوباره نرخ ارز و تشدید انتظارات تورمی است. در چنین شرایطی، تقاضای احتیاطی برای خرید فولاد افزایش مییابد و خریداران صنعتی و حتی سرمایهای تلاش میکنند موجودی انبار خود را بالا ببرند. همزمان، اگر حملات یا اختلالات زیرساختی متوجه کارخانههای بزرگ شود، عرضه داخلی کاهش یافته و قیمتها شتاب بیشتری خواهند گرفت. در این سناریو، احتمال جهش دوباره قیمت تیرآهن، ورق فولادی و محصولات وابسته به کارخانههای بزرگ بسیار بالا است. بازار میلگرد نیز بهدلیل وابستگی به شمش و مواد اولیه، از این روند جدا نخواهد ماند.
علاوهبرآن، اختلال در حملونقل، کمبود نقدینگی، افزایش هزینه بیمه و رشد هزینه انرژی، هزینه تمامشده تولید را بالا میبرد. اما مهمتر از افزایش قیمت، رکود تقاضا است. جنگ طولانیمدت باعث توقف پروژههای ساختمانی، افت سرمایهگذاری و کاهش توان خرید مصرفکنندگان میشود. در نتیجه بازار وارد وضعیتی میشود که اقتصاددانان آن را رکود تورمی مینامند، یعنی قیمتها بالا میرود اما حجم معاملات و تولید کاهش مییابد.
نه جنگ، نه صلح
واقعبینانهترین سناریو شاید ادامه وضعیت خاکستری فعلی باشد. یعنی نه توافق نهایی حاصل شود و نه جنگ گسترده از سر گرفته شود. در این حالت، بازار فولاد وارد دورهای از نوسان فرسایشی خواهد شد. هر خبر مثبت از مذاکرات، قیمتها را کمی کاهش میدهد و هر خبر منفی، موج جدیدی از افزایش ایجاد میکند. در چنین فضایی، تولیدکنندگان، بازرگانان و مصرفکنندگان امکان برنامهریزی بلندمدت نخواهند داشت. معاملات کوتاهمدت و احتیاطی جایگزین قراردادهای بلندمدت میشود و سرمایهگذاری صنعتی به تعویق میافتد. این سناریو اگرچه به اندازه جنگ مخرب نیست، اما میتواند رشد اقتصادی را برای مدت طولانی فرسوده کند.
نقش متغیرهای داخلی در آینده بازار
فارغ از نتیجه جنگ یا مذاکره، بازار فولاد ایران همچنان با چالشهای ساختاری روبهرو است. تورم رسمی ۵۰ تا ۶۰ درصدی سال گذشته نشان داد که ریشه افزایش قیمتها فقط در سیاست خارجی نیست. کسری بودجه، رشد نقدینگی، ناترازی انرژی، هزینههای تولید و ضعف نظام بانکی، همگی عوامل داخلی اثرگذار بر قیمت فولاد هستند. به همین دلیل، حتی اگر بهترین سناریوی سیاسی نیز محقق شود، بدون اصلاحات اقتصادی پایدار نمیتوان انتظار ثبات بلندمدت داشت. سیاستگذاری درست در حوزه انرژی، نرخ بهره، ارز، مالیات و حمایت از تولید، تعیینکننده مسیر واقعی بازار خواهد بود. بازار فولاد اکنون در یکی از حساسترین مقاطع خود قرار دارد. اگر مذاکرات به نتیجه برسد، میتوان انتظار آرامش نسبی، ثبات ارز، رونق صادرات و کاهش شتاب تورم را داشت. اگر جنگ بازگردد، جهش قیمتها، رکود تولید و تشدید بحران مالی محتمل خواهد بود و اگر وضعیت مبهم فعلی ادامه یابد، بازار در نوسان و انتظار باقی میماند.