بازار جهانی فولاد در دو راهی چین و اروپا؛ مازاد عرضه علیه دیوار تعرفهها
به گزارش آهن آنلاین؛ بازار جهانی فولاد در میانه سال ۲۰۲۶ بیش از هر زمان دیگری تحتتاثیر یک چالش ساختاری قرار گرفته است؛ چالشی که نه به کمبود مواد اولیه مربوط میشود و نه به جهش تقاضا، بلکه از وفور ظرفیت تولید سرچشمه میگیرد. افزایش مداوم ظرفیتهای فولادی، بهویژه در آسیا، حجم مازاد تولید جهانی را به سطحی رسانده که اکنون به یکی از مهمترین عوامل تعیینکننده قیمتها در بازارهای بینالمللی تبدیل شده است. در چنین شرایطی، دو بازیگر اصلی این صنعت یعنی چین و اتحادیه اروپا، مسیرهایی کاملاً متفاوت را برای مواجهه با این بحران انتخاب کردهاند؛ یکی با افزایش صادرات و دیگری با تشدید محدودیتهای وارداتی. نتیجه این دو رویکرد متضاد، شکلگیری نیروهای متناقضی در بازار جهانی فولاد است که نهتنها قیمت محصولات اصلی مانند میلگرد و ورق را تحتتاثیر قرار میدهد، بلکه مسیر بازارهای منطقهای ازجمله ایران را نیز دستخوش تغییر خواهد کرد.
سیل فولاد از شرق
برآوردها نشان میدهد مازاد ظرفیت جهانی فولاد به یکی از بزرگترین دغدغههای صنعت فولاد در دهه اخیر تبدیل شده است. رشد ظرفیتهای تولید در کشورهای آسیایی، بهویژه چین، بسیار سریعتر از رشد تقاضای واقعی بازار بوده و همین مسئله شکاف قابلتوجهی میان عرضه و مصرف ایجاد کرده است. در قلب این ماجرا، چین قرار دارد؛ کشوری که همچنان بیش از نیمی از فولاد جهان را تولید میکند اما با کاهش محسوس مصرف داخلی مواجه شده است.
رکود طولانیمدت بخش مسکن و ساختوساز در چین، مصرف فولاد را کاهش داده و کارخانهها را با حجم بالایی از محصولات فروختهنشده روبهرو کرده است. در چنین فضایی، صادرات به ابزاری برای مدیریت مازاد تولید تبدیل شده است. تولیدکنندگان چینی برای حفظ سطح تولید و جلوگیری از تعطیلی خطوط تولید، حجم بیشتری از محصولات خود را روانه بازارهای خارجی کردهاند. این روند بهویژه در بخش محصولات نیمهنهایی مانند بیلت و اسلب و همچنین محصولات ساختمانی نظیر میلگرد، فشار قابلتوجهی بر بازار جهانی وارد کرده و موجب شده قیمت میلگرد و سایر مقاطع فولادی تحتتأثیر مازاد عرضه، با نوسانات و فشار نزولی مواجه شوند.
در عمل، چین تلاش میکند مشکل مازاد داخلی را به بازارهای خارجی منتقل کند. افزایش عرضه در بازارهای صادراتی باعث شده بسیاری از کشورهای واردکننده با فولاد ارزانتری مواجه شوند و همین مسئله رقابت را برای سایر تولیدکنندگان جهان دشوارتر کرده است.
سنگر تعرفهای اروپا
در نقطه مقابل، اتحادیه اروپا مسیر کاملاً متفاوتی را انتخاب کرده است. اروپاییها به جای پذیرش فشار ناشی از فولاد ارزان وارداتی، سیاستهای حمایتی خود را به شکل بیسابقهای تقویت کردهاند. کاهش سهمیههای وارداتی و افزایش تعرفهها نشان میدهد بروکسل تصمیم گرفته از تولیدکنندگان داخلی در برابر موج مازاد جهانی محافظت کند.
منطق این تصمیم نیز روشن است. صنعت فولاد اروپا طی سالهای اخیر با افزایش هزینه انرژی، الزامات زیستمحیطی و رقابت شدید خارجی مواجه بوده است. در چنین شرایطی، ورود فولاد ارزانقیمت میتواند بخش قابلتوجهی از ظرفیت تولید اروپا را از مدار خارج کند. بنابراین سیاستگذاران اروپایی ترجیح دادهاند هزینه فولاد را برای مصرفکنندگان داخلی افزایش دهند اما بقای کارخانههای فولادی خود را تضمین کنند.
اجرای همزمان مکانیزم تعدیل کربن مرزی نیز این رویکرد را تکمیل میکند. در واقع اروپا تنها به دنبال کنترل حجم واردات نیست، بلکه قصد دارد ترکیب واردات فولادی خود را نیز تغییر دهد و تولیدکنندگانی را که استانداردهای زیستمحیطی پایینتری دارند، از بازار خود دور نگه دارد. بر همین اساس قیمت ورق در بازار اروپا در سطوحی بالاتر از بسیاری از مناطق جهان باقی مانده است.
دو مسیر متفاوت برای قیمت میلگرد
تقابل این دو سیاست، بازار جهانی فولاد را به سمت نوعی دوگانگی قیمتی سوق داده است. در مناطقی که مستقیماً تحتتاثیر صادرات چین قرار دارند، فشار نزولی بر قیمتها محسوستر است. کشورهای خاورمیانه، جنوب شرق آسیا و برخی بازارهای نوظهور با حجم بیشتری از فولاد صادراتی چین مواجه هستند و همین مسئله اجازه رشد جدی قیمتها را نمیدهد.
در مقابل، اروپا با استفاده از ابزارهای تعرفهای و محدودیتهای وارداتی توانسته تا حد زیادی بازار خود را از این فشار مصون نگه دارد. بنابراین قیمت میلگرد که در بازارهای آسیایی با فشار کاهش قیمت روبهرو است، در اروپا شرایط متفاوتی را تجربه میکند. این تفاوت نشان میدهد که دیگر نمیتوان از یک روند واحد برای قیمت جهانی فولاد سخن گفت؛ بلکه هر منطقه بر اساس میزان دسترسی به فولاد ارزان چینی و سطح حمایتهای دولتی، مسیر قیمتی متفاوتی را دنبال میکند. در چنین شرایطی، تحلیل بازار فولاد بیش از گذشته به شناخت سیاستهای تجاری کشورها وابسته شده است. عواملی که پیشتر نقش فرعی داشتند، اکنون مستقیماً بر روند قیمتها اثر میگذارند و حتی میتوانند تأثیر بیشتری نسبت به متغیرهای سنتی عرضه و تقاضا داشته باشند.
ایران در میانه میدان
برای بازار فولاد ایران، این وضعیت همزمان حامل فرصت و تهدید است. از یک سو، فشار صادراتی چین میتواند قیمتهای منطقهای را تحتتاثیر قرار دهد و رقابت در بازارهای صادراتی را دشوارتر کند. مشتریانی که به فولاد ارزان چینی دسترسی دارند، طبیعتاً حساسیت بیشتری نسبت به قیمت خواهند داشت و این مسئله حاشیه سود صادرکنندگان ایرانی را محدود میکند. از سویدیگر، سیاستهای محدودکننده اروپا نشان میدهد بخشی از تجارت جهانی فولاد در حال تغییر مسیر است. هرچه موانع ورود به بازارهای اروپایی بیشتر شود، بخشی از جریان تجارت به سمت بازارهای جایگزین هدایت خواهد شد. این موضوع میتواند معادلات منطقهای را تغییر دهد و فرصتهای جدیدی برای برخی تولیدکنندگان فراهم کند.
در مجموع، بازار ایران احتمالاً نه به طور کامل تحتتاثیر سیاست صادراتی چین قرار خواهد گرفت و نه از مزایای حمایتگرایی اروپا بهرهمند خواهد شد. آنچه بیش از هر چیز بر بازار داخلی اثر میگذارد، برآیند این دو نیرو است؛ نیرویی که از یکسو قیمتها را به سمت کاهش سوق میدهد و از سویدیگر مانع سقوط شدید آنها میشود. به همین دلیل میتوان انتظار داشت ماههای آینده برای قیمت آهن، دورهای همراه با نوسانات مستمر اما بدون شکلگیری یک روند قطعی و پایدار باشد.
واقعیت آن است که مازاد ظرفیت جهانی فولاد دیگر یک مسئله مقطعی نیست، بلکه به یک چالش بلندمدت برای صنعت فولاد جهان تبدیل شده است. تا زمانی که میان ظرفیت تولید و مصرف واقعی تعادل ایجاد نشود، جنگ تعرفهها، رقابتهای صادراتی و نوسانات قیمتی همچنان بخش جداییناپذیر بازار جهانی فولاد خواهند بود؛ بازاری که امروز بیش از هر زمان دیگری تحتتاثیر تصمیمات سیاسی و تجاری قرار گرفته است.