ورق فولادی؛ حلقه ضعیف بازار در پساتوافق
به گزارش آهن آنلاین؛ بازار آهن آلات در آستانه یکی از مهمترین تغییرات روانی و اقتصادی سالهای اخیر قرار گرفته است. اعلام توافق اولیه میان ایران و آمریکا و احتمال امضای رسمی آن در روزهای آینده، نهتنها بازار ارز بلکه تمامی بازارهای کالایی را وارد مرحلهای جدید از انتظارات و بازتعریف قیمتها کرده است. کاهش نرخ دلار در روزهای اخیر، نخستین واکنش ملموس این تحول سیاسی بوده؛ اما آنچه اکنون بیش از همه توجه فعالان صنعت فولاد را به خود جلب کرده، تفاوت رفتار بخشهای مختلف این بازار در مواجهه با فضای پساتوافق است. در حالی که برخی محصولات فولادی از ثبات نسبی برخوردارند، نشانهها حکایت از آن دارد که بازار مقاطع تخت، بهویژه کلاف و ورق، ممکن است بیشترین فشار اصلاح قیمتی را تجربه کند و روزهای متفاوتی در انتظار فعالان این بخش باشد.
توافق سیاسی و آغاز بازنگری در قیمتها
بازارها معمولاً پیش از وقوع رخدادهای بزرگ اقتصادی و سیاسی واکنش نشان میدهند و این بار نیز چنین اتفاقی در حال وقوع است. انتشار اخبار مربوط به تفاهم اولیه میان ایران و آمریکا موجب شد انتظارات تورمی تا حدی تعدیل شود و نرخ ارز مسیر نزولی در پیش بگیرد. کاهش چند هزار تومانی دلار طی روزهای اخیر، اگرچه هنوز به معنای تغییر قطعی روندهای اقتصادی نیست، اما برای بازاری مانند فولاد که بخش مهمی از انتظارات قیمتی خود را از ارز دریافت میکند، پیام روشنی به همراه داشته است.
بااینحال اثر توافق احتمالی بر تمام بخشهای زنجیره فولاد یکسان نخواهد بود. واقعیت این است که طی ماههای گذشته برخی بازارها رشد متناسب با شرایط تورمی کشور را تجربه کردهاند و برخی دیگر تحتتاثیر هیجانات، محدودیت عرضه و انتظارات افزایشی، فاصله محسوسی با واقعیتهای بنیادین بازار گرفتهاند. همین تفاوت اکنون به مهمترین عامل تعیینکننده شدت نوسانات پساتوافق تبدیل شده است.
ورق در معرض تخلیه حباب
اگر بخواهیم نقطه کانونی نوسانات احتمالی بازار فولاد در هفتهها و ماههای آینده را شناسایی کنیم، بدون تردید باید به بازار مقاطع تخت اشاره کنیم. طی ماههای اخیر رشد قابلتوجه قیمت ورق سیاه در بسیاری از ضخامتها و ابعاد، بیش از آنکه ناشی از رشد مصرف واقعی باشد، تحتتاثیر محدودیت عرضه، نگرانیهای ارزی و فضای روانی بازار شکل گرفت. نقش فولاد مبارکه به عنوان بزرگترین عرضهکننده محصولات تخت کشور در این میان بسیار تعیینکننده بوده است. محدودیتهای عرضه در برخی مقاطع زمانی باعث شد فاصله میان عرضه و تقاضا افزایش یابد و همین موضوع بستری برای رشد سریع قیمتها فراهم کند. اما اکنون شرایط متفاوت شده است. با افزایش عرضههای اخیر و همزمان کاهش انتظارات تورمی ناشی از افت دلار، بخشی از تقاضای هیجانی در حال عقبنشینی است.
فعالان بازار به خوبی میدانند که هر بازاری که سریعتر از متغیرهای بنیادی رشد کرده باشد، در زمان اصلاح نیز آسیبپذیرتر خواهد بود. به همیندلیل بسیاری از معاملهگران معتقدند کلاف گرم و محصولات تخت در نخستین صف اصلاح قیمتی قرار گرفتهاند. حتی پیش از امضای رسمی توافق نیز نشانههایی از این اصلاح در معاملات مشاهده میشود؛ موضوعی که بیانگر پیشخور شدن بخشی از اثرات روانی توافق است. در چنین فضایی، شرکتهایی که موجودی بالایی از ورق در انبارهای خود نگهداری میکنند، بیش از سایر فعالان در معرض ریسک کاهش ارزش موجودی قرار خواهند گرفت. از سویدیگر مصرفکنندگان نهایی نیز با احتیاط بیشتری خرید میکنند و ترجیح میدهند تا روشنتر شدن چشمانداز بازار دست نگه دارند.
آرامش نسبی در بازار مقاطع طویل
در سویدیگر بازار، شرایط برای مقاطع طویل متفاوت به نظر میرسد. میلگرد، تیرآهن و سایر محصولات ساختمانی اگرچه از فضای روانی توافق بیتأثیر نخواهند بود، اما نشانههای کمتری از وجود حباب قیمتی در این بخش دیده میشود. طی یک سال گذشته رشد قیمت این محصولات عمدتاً در چارچوب تورم عمومی اقتصاد کشور اتفاق افتاده و برخلاف برخی بخشهای بازار فولاد، جهشهای غیرمتعارف و هیجانی را تجربه نکردهاند. به همیندلیل انتظار نمیرود کاهش نرخ ارز به افت شدید قیمتها در این حوزه منجر شود.
حتی در شرایط فعلی نیز رفتار بازار قیمت تیرآهن و میلگرد نشان میدهد که معاملهگران این بخش با احتیاط بیشتری عمل میکنند و میزان سفتهبازی نسبت به بازار ورق کمتر است. افزون بر این، بخش مهمی از تقاضای مقاطع طویل به پروژههای ساختمانی و عمرانی وابسته است؛ تقاضایی که هرچند در رکود قرار دارد اما ماهیتی مصرفیتر نسبت به بازار محصولات تخت دارد. به همیندلیل بسیاری از کارشناسان معتقدند اگر اصلاحی در بازار فولاد رخ دهد، شدت آن در مقاطع طویل به مراتب کمتر از مقاطع تخت خواهد بود و فعالان این حوزه فعلاً نگرانی جدی نسبت به افتهای سنگین قیمتی ندارند.
بازار آهن آلات در دوراهی انتظار و واقعیت
با وجود تمامی تحلیلهای موجود، نباید فراموش کرد که بازار فولاد همچنان با چالشهای ساختاری متعددی مواجه است. ناترازی انرژی، محدودیتهای تولید، رکود بخش ساختمان و ابهام درباره مراحل بعدی مذاکرات از جمله عواملی هستند که میتوانند مسیر بازار را تغییر دهند. از سویدیگر، توافق فعلی هنوز به معنای رفع کامل تحریمها یا حل همه مشکلات اقتصادی نیست. بنابراین بخشی از خوشبینی ایجاد شده ممکن است در ادامه تعدیل شود. همین مسئله سبب شده بسیاری از فعالان بازار آهن آلات رویکردی محتاطانه در پیش بگیرند و از تصمیمگیریهای هیجانی فاصله بگیرند.
در اینمیان، روند معاملات قیمت نبشی و ناودانی نیز نشان میدهد که بازار طویل بیش از آنکه تحتتاثیر حبابهای قیمتی باشد، به شرایط واقعی تقاضا وابسته است. از این رو اگرچه جو روانی توافق میتواند بر کل بازار اثر بگذارد، اما شدت این اثر در بخشهای مختلف یکسان نخواهد بود. در مجموع به نظر میرسد مهمترین آزمون پساتوافق برای صنعت فولاد نه در بازار میلگرد و تیرآهن، بلکه در بازار ورق و کلاف رقم خواهد خورد. بازاری که طی ماههای اخیر رشدهای قابلتوجهی را تجربه کرده و اکنون بیش از سایر بخشها در معرض بازگشت به تعادل قرار دارد. اگر روند کاهش انتظارات تورمی ادامه یابد و عرضه نیز بهبود پیدا کند، احتمالاً فعالان مقاطع تخت روزهای دشوارتری نسبت به سایر بخشهای بازار فولاد پیش رو خواهند داشت؛ روزهایی که میتواند مرز میان قیمتهای هیجانی و ارزشهای واقعی را بار دیگر مشخص کند.