موج بیکاری و اثرات آن بر صنعت فولاد؛ تهدیدی برای بازار آهن آلات؟
به گزارش آهن آنلاین؛ در روزهایی که بازار آهن آلات و صنعت فولاد با فشارهای ناشی از نااطمینانیهای اقتصادی، تبعات جنگ و اختلال در زنجیره تولید دستوپنجه نرم میکند، شایعهای درباره تعلیق و اخراج کارمندان فولاد مبارکه موجی از نگرانی در افکار عمومی بهراه انداخت؛ شایعهای که بلافاصله ازسوی دولت تکذیب شد، اما فارغ از درستی یا نادرستی آن، یک پرسش بنیادین را دوباره به سطح آورد؛ آیا ساختار متمرکز صنعت فولاد ایران و آسیبهای جنگی اخیر میتواند خطر سرایت موج بیکاری به این صنعت را تقویت کند؟ صنعتی که سهم قابلتوجهی از تولید ناخالص داخلی و بازار آهن آلات کشور را در اختیار دارد و هر لرزش در آن میتواند پیامدهای گستردهای برای اقتصاد ملی داشته باشد.
فولادی که زیر سایه نااطمینانی ایستاده است
صنعت فولاد ایران همواره یکی از ستونهای پایدار تولید صنعتی کشور بوده است؛ ستونی که بخش بزرگی از اشتغال مستقیم و غیرمستقیم را در خود جای داده و سهم چشمگیری از زنجیره ارزش اقتصاد ملی را شکل میدهد. اما آنچه در ماههای اخیر رخ داده، ترکیبی از سه فشار همزمان است.آسیب جنگی به زیرساختها، فضای پرریسک اقتصادی و کاهش تقاضای صنایع پاییندستی.
در حملات اخیر، دو قطب اصلی فولاد کشور یعنی فولاد مبارکه و فولاد خوزستان هدف قرار گرفتند؛ شرکتهایی که به ترتیب حدود ۳۰–۴۵ درصد و ۱۲–۱۵ درصد فولاد کشور را تولید میکنند. به بیاندیگر، تنها با اخلال در این دو مجموعه، بیش از نیمی از ظرفیت تولید کشور تحت تأثیر قرار میگیرد. تمرکز شدید ساختار فولاد ایران سبب شده که کوچکترین آسیب، اثر بزرگ و زنجیرهای داشته باشد؛ از تعویق برنامههای تولید تا فشار بر بازار آهن آلات و کاهش توان صنایع پاییندستی.
این شرایط موجب شده بازار که پیشتر نیز با ریسکهای تورمی درگیر بود، وارد رکودی تازه شود. تعویق خریدها، توقف سرمایهگذاری و انتظار برای ثبات، از نشانههای همین فضای پرابهام است؛ فضاییکه حتی روندهای کلیدی همچون قیمت میلگرد را نیز دچار نوسانهای هیجانی و توقف در معاملات کرده است. در چنین شرایطی حتی یک شایعه کوچک درباره تعدیل نیرو میتواند به موجی از نگرانی و گمانهزنی دامن بزند.
تکذیب رسمی؛ اما پرسشهای واقعی پابرجا
با انتشار خبر ادعایی تعلیق کارمندان فولاد مبارکه، رئیس امور اطلاعرسانی دولت این موضوع را «دروغ محض» خواند و اعلام کرد این شرکت نهتنها هیچ نیرویی را تعلیق نکرده، بلکه حقوق و رفاهیات بیش از ۳۰ هزار نفر پرسنل را بهطور کامل پرداخت کرده است. تأکید شد که سیاست دولت حفظ اشتغال است و چنین تصمیماتی بهطور رسمی وجود خارجی ندارد.
این تکذیب رسمی مهم و ضروری بود؛ اما مسئله اینجاست که نگرانی عمومی فقط از یک خبر برنخاسته، بلکه از سایه سنگین تبعات جنگ و افزایش بیکاری در سایر بخشهای اقتصاد ناشی شده است. طبق برآوردهای وزارت کار، بیش از یک میلیون شغل بر اثر جنگ از بین رفته و حدود دو میلیون نفر دچار بیکاری مستقیم یا غیرمستقیم شدهاند. طبیعی است که بدنه کارگری هر صنعت بزرگی، حتی بدون وجود تصمیم رسمی، نگران سرایت این موج باشد.
کارگران در اظهارات رسانهای، از تهدید امنیت شغلی، بیماریهای ناشی از کار و ترس ازدسترفتن فرصت بازگشت به بازار صحبت میکنند. بیمه بیکاری نیز بهگفته نمایندگان کارگری پاسخگوی مسیر بلندمدت زندگی این قشر نیست. بنابراین حتی اگر فولاد مبارکه امروز سیاست تعدیل نداشته باشد، ترس از آینده همچنان یک واقعیت جدی است؛ ترسی که ریشه در ساختار اشتغال و فشارهای محیطی دارد، نه صرفاً یک خبر تکذیبشده.
صنعت متمرکز، زنجیره شکننده؛ فولاد چه سهمی از بیکاری میگیرد
وقتی سه شرکت بزرگ بیش از ۶۵ درصد فولاد کشور را تولید میکنند، هر آسیب در یک واحد بزرگ میتواند به کاهش تولید، کاهش تامین مواد اولیه، اختلال در عرضه، رکود صنایع مصرفکننده و در نهایت، فشار بر اشتغال منجر شود.
در حملات اخیر، زیرساختهای اصلی تولید فولاد در چند استان هدف قرار گرفت و همانطور که رئیس هیأت عامل ایمیدرو اعلام کرده، این آسیبها مستقیماً بر معیشت کارگران اثر میگذارد. از منظر اقتصادی، هر میزان توقف تولید کاهش ریتم زنجیره تولید ، فشار بر نقدینگی شرکتها ، افزایش هزینه بازسازی و قیمت آهن آلات کاهش سهم صنعت فولاد از GDP و احتمال تعویق برخی برنامههای اشتغالزا است.
به همیندلیل است که پرسش مهم امروز این نیست که آیا فولاد مبارکه نیرو اخراج کرد یا نه؟ بلکه اینکه آیا ساختار فعلی میتواند در برابر موج بیکاری ناشی از جنگ مقاومت کند؟ زنجیره فولاد از سنگآهن تا مصرفکنندههای نهایی، حدود ۳۴۰ هزار شغل مستقیم و چند برابر غیرمستقیم ایجاد میکند. اختلال در این زنجیره، حتی بدون سیاست رسمی تعدیل، میتواند بهمرور اثراتی مشابه بر اقتصاد بگذارد.
تصمیمات حمایتی، نیازهای واقعی؛ چگونه میتوان از صنعت فولاد محافظت کرد؟
در کنار نگرانیها، اقداماتی نیز برای حمایت از واحدهای آسیبدیده آغاز شده است. ایمیدرو در بازدیدهای اخیر خود برنامههایی برای تنظیم بازار، حمایت نقدینگی و تقویت زنجیره تولید اعلام کرده است. این اقدامات، در کنار سیاستهای اعلامی دولت برای ثبات بازار، تلاش میکند از سرایت موج بیکاری به صنعت فولاد جلوگیری کند.
اما واقعیت این است که برای جلوگیری از اختلال در سهم فولاد مبارکه و سایر صنایع از GDP این صنعت به سه نوع مداخله فوری و میانمدت نیاز دارد؛ اول بازسازی سریع زیرساختهای آسیبدیده تاخیر در بازسازی یعنی طولانیتر شدن اثرات رکودی در زنجیره فولاد. دوم، حمایت نقدینگی هدفمند برای شرکتهای مادراست،تا شرکتها مجبور نشوند برای مدیریت هزینهها به سراغ کاهش نیرو بروند. در نهایت روشن شدن چشمانداز اقتصادی برای فعالان بازار آهنآلات؛ رکود فعلی نتیجه تعویق تصمیمگیریهاست؛ ثباتبخشی به آینده میتواند چرخه خرید را احیا کند.
به بیاندیگر، دوری از تعدیل نیروی انسانی فقط با تکذیبیه ممکن نیست؛ بلکه نیازمند سیاست پایدار، حمایت ساختاری و بازسازی سریع است. فولاد صنعت حساسی است؛ کوچکترین اختلال در تولید آن میتواند چرخهای از رکود، کاهش تقاضا و بیکاری ایجاد کند. بنابراین آینده این صنعت نه با شایعهها، بلکه با تصمیمهای واقعی رقم خواهد خورد.