فولاد در آتش جنگ؛ نگاهها به قیمت ورق سیاه دوخته شده است!
به گزارش آهن آنلاین؛ بازار و صنعت فولاد ایران در پی تشدید تنشهای ژئوپلیتیک و وقوع جنگ میان ایران، آمریکا و اسرائیل، وارد یکی از پیچیدهترین و پرریسکترین دورههای تاریخی خود شده است. دورهای که در آن برهمکنش متغیرهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی، تصویری چندلایه از آینده این صنعت ترسیم میکند. بررسی تحولات اخیر نشان میدهد که بازار فولاد، چه در سطح داخلی و چه در مقیاس جهانی، با شوک همزمان عرضه و تقاضا مواجه شده و همین موضوع مسیر قیمتها، تولید و سرمایهگذاری را به شدت تحتتاثیر قرار داده است.
در نخستین روزهای تعطیلات نوروز امسال، دو رخداد کلیدی در سمت عرضه شکل گرفت که آثار آن به سرعت در بازار نمایان شد. بروز اختلال در فعالیت دو تولیدکننده بزرگ کشور، یعنی فولاد مبارکه و فولاد خوزستان، موجب کاهش محسوس تولید و عرضه محصولات فولادی شد. اهمیت این موضوع بهویژه در تعیین و نوسانات قیمت ورق سیاه دوچندان است، چراکه جایگزینی تولید فولاد مبارکه در کوتاهمدت عملاً امکانپذیر نیست. در مقابل، در حوزه شمش و اسلب تولیدی فولاد خوزستان، هرچند بخشی از کاهش عرضه میتواند از طریق افزایش تولید سایر کارخانهها جبران شود، اما این جایگزینی نیز کامل و بدون هزینه نخواهد بود.
تقاضای انباشته و عرضه تحلیلرفته
در سمت دیگر بازار، تقاضا تحتتاثیر فضای جنگی دچار تغییرات متناقضی شده است. از یک طرف، نااطمینانی ناشی از جنگ و نگرانی از کمبودهای آتی، به شکلگیری تقاضای نهفته و انباشته منجر شده است. ازسوی دیگر، افزایش هزینههای تولید، رشد دستمزدها و تعطیلی برخی واحدهای صنعتی، به کاهش تقاضای واقعی منجر شده است. این تضاد، بازار را در وضعیتی ناپایدار قرار داده که در آن رفتار بازیگران اقتصادی به شدت محتاطانه و مبتنی بر انتظار است.
همزمان، خروج بخشی از واحدهای تولیدی از مدار فعالیت، فشار مضاعفی بر ساختار اقتصادی کشور وارد کرده است. این واحدها، علیرغم توقف تولید، همچنان با تعهدات مالی زنجیرهای مواجه هستند که شبکه بانکی و سایر بخشهای اقتصادی را درگیر کرده است. در چنین شرایطی، سیاستهای پولی نقش تعیینکنندهای پیدا میکند. تزریق حدود ۳۹۵ هزار میلیارد تومان نقدینگی ازسوی بانک مرکزی به شبکه بانکی، اگرچه بهعنوان یک اقدام حمایتی قابلتوجه تلقی میشود، اما به نظر میرسد برای پاسخگویی به حجم نیازهای مالی فعالان اقتصادی کافی نباشد. با بازگشایی بازارها، انتظار میرود تقاضا برای تسهیلات بانکی بهطور قابلتوجهی افزایش یابد.
شوک جنگی به بازار جهانی فولاد
در سطح جهانی نیز بازار فولاد تحتتاثیر مستقیم تنشهای خاورمیانه قرار گرفته است. اختلال در زنجیره تامین، افزایش هزینههای حملونقل و گسترش سیاستهای حمایتگرایانه، موجب کاهش سطح فعالیتهای تجاری و افزایش احتیاط در میان فعالان این بازار شده است. محدودیت عرضه مواد اولیه نیز بهعنوان عاملی حمایتی برای قیمتها عمل کرده و مانع از افت شدید نرخها شده است.
در بازار داخلی، اثرات کاهش عرضه بهویژه در بخش ورق فولادی بهوضوح قابل مشاهده است. از کار افتادن بخشی از ظرفیت تولید فولاد مبارکه، شوک شدیدی به بازار وارد کرده و قیمت ورق سرد را در مقاطعی تا دو برابر سطح پیش از جنگ افزایش داده است. بااینحال، تداوم این روند با تردید مواجه است. چراکه کشش تقاضا محدود بوده و افزایش بیش از حد قیمتها میتواند به توقف فعالیت صنایع پاییندستی و تشدید بیکاری منجر شود.
در مقابل، در بخش محصولات طویل مانند میلگرد و نبشی، کمبود عرضه چندان محسوس نیست و بازار از تعادل نسبی برخوردار است. بااینحال، کاهش تولید کلی و شرایط جنگی، صادرات این محصولات را به شدت تحتتاثیر قرار داده و حتی احتمال نزدیک شدن صادرات به صفر را مطرح کرده است. این موضوع میتواند در میانمدت بر درآمدهای ارزی و تراز تجاری کشور اثر منفی بگذارد.
رشد 11 درصدی قیمت میلگرد
همچنین بررسی دادههای معاملاتی بورس کالا در سال جاری نیز نشان دهنده روند افزایشی قیمتها در بازار است. در تاریخ ۲۳ فروردین ۱۴۰۵، بیش از ۹۲ هزار تن آهن اسفنجی بهطور کامل معامله شد و میانگین قیمت آن با رشد حدود ۷ درصدی به بیش از ۲۵ هزار تومان در هر کیلوگرم رسید. همچنین در ۱۹ فروردینماه، قیمت میلگرد با افزایش نزدیک به ۱۱ درصدی به حدود ۵۷ هزار تومان در هر کیلوگرم رسید. این افزایشها نشاندهنده فشار هزینهای و انتظارات تورمی در بازار است.
همچنین بررسی بازار آزاد نیز نشان میدهد که قیمت محصولات فولادی نیز روند افزایشی در پیش گرفتهاند، بهطوری که هر کیلوگرم تیرآهن 16 ذوب آهن اصفهان با 4.2 درصد افزایش با قیمت 90 هزار و 910 تومان مورد معامله قرار گرفت. همچنین پروفیل ساختمانی اصفهان نیز در روز 24 فروردینماه رشد 4.2 درصدی را به ثبت رسانده و هر کیلوگرم پروفیل ساختمانی سایز 30*30 با قیمت 113 هزار و 640 تومان در بازار عرضه شد.
آینده مبهم زنجیره فولاد زیر سایه جنگ
یکی از مهمترین متغیرهای اثرگذار بر آینده بازار فولاد، وضعیت تنگه هرمز است. هرگونه اختلال یا محاصره این گذرگاه استراتژیک، دو پیامد اساسی کاهش عرضه نفت و افزایش قیمت آن را به همراه دارد. پیامد نخست میتواند به اختلال گسترده در تولید جهانی و زنجیرههای تامین منجر شود، در حالیکه پیامد دوم باعث جابجایی منابع اقتصادی، افزایش هزینهها و تشدید بیکاری خواهد شد. این تحولات بهطور مستقیم و غیرمستقیم بر بازار فولاد نیز اثرگذار است. بهویژه آنکه منطقه خلیج فارس نیز تامینکننده مواد اولیه فولاد و هم مصرفکننده آن محسوب میشود.
در چنین شرایطی، انتظار میرود قیمت مواد اولیه مانند آهن اسفنجی و شمش افزایش یابد، در حالیکه تقاضای مصرفی بهدلیل رکود اقتصادی کاهش پیدا میکند. ترکیب تورم هزینهای و رکود تقاضا میتواند صنعت فولاد را در وضعیت رکود تورمی قرار دهد، وضعیتی که خروج از آن نیازمند ثبات سیاسی و اقتصادی در سطح منطقه و جهان است.
بهطور کلی چشمانداز بازار فولاد بهشدت به متغیرهای کلان اقتصادی و سیاسی وابسته است. اگر تحریمها برداشته شود و درآمدهای ارزی کشور افزایش یابد، میتوان انتظار یک دوره رونق، افزایش سرمایهگذاری و رشد تولید را داشت. در مقابل، تداوم تحریمها و شرایط جنگی، به تشدید تورم، افزایش بیکاری و تعمیق رکود خواهد انجامید.
حتی در خوشبینانهترین حالت نیز، بهدلیل افزایش هزینههای تولید، رشد پایه پولی و فشارهای ساختاری، بازگشت قیمتها به سطوح پیشین بعید به نظر میرسد. پرسش اصلی برای فعالان بازار نه کاهش قیمت، بلکه تعیین سقف جدید آن است. سقفی که شکلگیری آن، به برآیند نیروهای پیچیدهای بستگی دارد که اقتصاد ایران را در دوران پساجنگ تعریف خواهند کرد.