از میز مذاکره تا انبار آهنفروشان؛ واکنش بازار آهن به دور سوم مذاکرات ایران و آمریکا
به گزارش آهن آنلاین؛ دور سوم مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا که در فضایی متفاوت و فشرده برگزار شد، بار دیگر پرونده هستهای ایران را به کانون توجه تحلیلگران سیاسی و اقتصادی بازگرداند. این دور از گفتوگوها، نهتنها از نظر زمانبندی و ساختار، بلکه از منظر محتوایی نیز نشانههایی از ورود به مرحلهای جدیتر و پرچالشتر را با خود داشت؛ مرحلهای که در آن، خطوط قرمز دو طرف شفافتر از گذشته نمایان شد و اختلافها از سطح کلیگویی به جزئیات فنی و سیاسی نزدیک شد. گزارش پیشرو تلاش میکند با نگاهی تحلیلی و فراتر از بازخوانی اخبار رسمی، آنچه در این دور از مذاکرات گذشت، پیامهای پنهان آن و انتظارات واقعبینانهای که میتوان از ادامه این مسیر داشت را بررسی کند.
مذاکراتی طولانیتر از معمول؛ نشانه پیشرفت یا فشار زمان؟
برگزاری دو جلسه مذاکره در یک روز، آن هم در نوبت صبح و عصر، مهمترین تفاوت دور سوم با ادوار قبلی بود؛ تغییری که بهتنهایی پیامهای متعددی در خود دارد. گفتوگوهایی که در ژنو برگزار شد، از نظر زمانی یکی از طولانیترین نشستهای غیرمستقیم میان دو طرف محسوب میشود و همین موضوع، تحلیلگران را میان دو برداشت متفاوت قرار داده است. برداشت نخست، از جدیتر شدن فضای گفتوگو و تلاش برای یافتن نقاط مشترک حکایت دارد؛ گویی دو طرف به این جمعبندی رسیدهاند که بدون ورود به جزئیات، امکان پیشبرد مسیر دیپلماسی وجود ندارد. در مقابل، نگاه دوم بر این باور است که فشردگی مذاکرات بیش از آنکه حاصل همگرایی باشد، ناشی از تنگ شدن زمان تصمیمگیری سیاسی در واشنگتن و تهران است. همزمانی این نشستها با اخبار مربوط به جلسات امنیتی در آمریکا، این گمانه را تقویت میکند که فشار عامل زمان، نقش پررنگی در شکلگیری این دور ایفا کرده است.
سه خط قرمز و یک گره قدیمی به نام غنیسازی
آنچه بیش از هر چیز در دور سوم برجسته شد، شفافتر شدن خطوط قرمز دو طرف بود؛ خطوطی که عبور از آنها میتواند کل روند مذاکرات را دستخوش تغییر کند. تعطیلی سایتهای هستهای، غنیسازی صفر و خروج مواد هستهای از خاک ایران، محورهای اصلی اختلاف بودند. در حالی که طرف آمریکایی، بهویژه پس از آسیب دیدن برخی تأسیسات در ماههای گذشته، بر توقف کامل فعالیتها و عدم بازسازی آنها تأکید دارد، ایران همچنان غنیسازی را نهتنها یک ابزار فنی، بلکه نمادی از حق حاکمیتی خود میداند. پیشنهادهایی نظیر تعلیق موقت غنیسازی یا مشارکت در کنسرسیوم منطقهای، نشاندهنده تلاش تهران برای ارائه راهحلهای میانی است، اما اصرار واشنگتن بر غنیسازی صفر، این گره قدیمی را همچنان کور نگه داشته است. در کنار آن، موضوع سرنوشت ذخایر اورانیوم که گفته میشود حدود ۱۰ تن است به یکی از چالشبرانگیزترین مباحث این دور تبدیل شد؛ جایی که ایران صراحتاً خروج مواد از کشور را رد کرده و تنها از امکان رقیقسازی در چارچوب توافق سخن گفته است.
تحریمها؛ مطالبه اصلی ایران و سکوت معنادار آمریکا
اگر غنیسازی، قلب فنی مذاکرات باشد، رفع تحریمها بیتردید ستون سیاسی آن است. ایران در این دور، مطالبه رفع تحریمها را با جزئیات بیشتری روی میز گذاشت و تلاش کرد چارچوبی روشن برای اقدامات متقابل تعریف کند. با این حال، نشانهها حاکی از آن است که آمریکا دستکم در مقطع فعلی، تمایلی به لغو کامل تحریمها ندارد و بیشتر به دنبال امتیازگیری مرحلهای و محدود است. گزارشهای رسانهای، از جمله آنچه از سوی منابع منطقهای منتشر شده، این برداشت را تقویت میکند که واشنگتن میکوشد بدون پرداخت هزینه سیاسی سنگین، روند مذاکرات را مدیریت کند. این رویکرد، اگرچه ممکن است به توافقهای موقت یا محدود منجر شود، اما از منظر تهران نمیتواند پاسخگوی مطالبه اصلی یعنی انتفاع اقتصادی ملموس باشد. همین شکاف، یکی از عوامل اصلی تعیینکننده سرنوشت دورهای بعدی خواهد بود.
از میز سیاست تا اثرات محدود اقتصادی؛ بازار در حالت انتظار
فضای ایجادشده پس از دور سوم مذاکرات، هرچند هنوز به مرحله تصمیمهای نهایی نرسیده، اما بیتأثیر بر انتظارات اقتصادی نیست. در بازار آهن آلات و صنعت فولاد، این نوع اخبار معمولاً بیش از آنکه اثر فوری بر قیمت آهن آلات بگذارد، بر رفتار فعالان بازار تأثیر روانی دارد. در شرایطی که معاملهگران با احتیاط بیشتری عمل میکنند، هر سیگنال مثبت از مذاکرات میتواند به تعمیق فضای انتظار و کاهش هیجان خرید منجر شود. البته تا زمانی که چشمانداز روشنی از رفع تحریمها شکل نگیرد، نمیتوان انتظار تغییرات بنیادین در سمت عرضه یا هزینههای تولید داشت. به بیان دیگر، بازار آهن آلات فعلاً در موقعیت «رصد و صبر» قرار دارد؛ جایی که اخبار سیاسی شنیده میشود، اما تصمیمهای بزرگ به آینده موکول میماند.
اراده سیاسی؛ حلقه مفقوده یا برگ برنده؟
جمعبندی دور سوم مذاکرات، بیش از هر چیز، یک پرسش کلیدی را پررنگ میکند: آیا اراده سیاسی لازم برای عبور از اختلافها وجود دارد یا نه؟ تجربههایی مانند برجام نشان دادهاند که بدون تصمیم سیاسی در سطوح عالی، حتی دقیقترین توافقهای فنی نیز به سرانجام نمیرسند. آغاز گفتوگوهای کارشناسی در وین و ورود فعالتر آژانس بینالمللی انرژی اتمی میتواند نشانهای از افزایش جدیت باشد، اما تضمینی برای توافق نهایی نیست. دور سوم را میتوان مرحله آزمون نیتها دانست؛ جایی که نه خوشبینی افراطی موجه است و نه بدبینی مطلق. ادامه مسیر، بیش از هر چیز، به تصمیمهایی بستگی دارد که در پایتختها گرفته میشود، نه صرفاً پشت میز مذاکره.