نفت بالای ۷۰ دلار؛ گره جدید در بازار آهن آلات
به گزارش آهن آنلاین؛ در روزهایی که بازارهای جهانی زیر سایه نااطمینانیهای ژئوپلیتیکی نفس میکشند، تازهترین ارزیابیهای «متالاکسپرت» از بازار صادراتی فولاد ایران تصویری دوگانه و پیچیده ترسیم میکند؛ تصویری که در آن ثبات اسمی قیمتها در کنار تردیدهای عمیق تقاضا و رشد بهای انرژی، فضایی شکننده برای فعالان بازار آهنآلات ساخته است. عبور قیمت نفت از مرز ۷۰ دلار و تشدید تنشهای منطقهای، همزمان با رکود فصلی در شرق آسیا و احتیاط خریداران خاورمیانه، شرایطی را رقم زده که در آن تصمیمگیری کوتاهمدت دشوارتر از همیشه به نظر میرسد.
ثباتی روی لبه تیغ
براساس ارزیابیهای اخیر Metal Expert، قیمت صادراتی بیلت ایران در محدوده ۳۹۰ تا ۴۰۰ دلار به ازای هر تن فوب تثبیت شده و میانگین هفتگی حوالی ۳۹۵ دلار گزارش میشود. در ظاهر، این ثبات میتواند نشانهای از تعادل باشد؛ اما واقعیت میدانی چیز دیگری میگوید. حجم معاملات محدود است، خریداران با احتیاط حرکت میکنند و فضای روانی بازار بیش از آنکه بر پایه دادههای واقعی تقاضا باشد، تحت تأثیر ریسکهای سیاسی شکل گرفته است.
ماه رمضان بهعنوان یک عامل فصلی، از شدت خریدها کاسته و همزمان نگرانی از تشدید تنشها در منطقه، برنامهریزیهای میانمدت را دشوار کرده است. صادرکنندگان ایرانی اگرچه همچنان بازارهای خاورمیانه، شمال آفریقا و حتی اروپا را رصد میکنند، اما اغلب پیشنهادها در مرحله «آزمایش بازار» باقی میماند. فروش ۴۴۰۰ تن بیلت با نرخ ۴۰۷ دلار فوب به مقصد شمال آفریقا، هرچند در نگاه اول موفقیتآمیز به نظر میرسد، اما از دید بسیاری از فعالان، سطحی نسبتاً بالا در بازاری است که کشش آن هنوز اثبات نشده است.
در همین بین گفتنی است بازار میلگرد داخلی با وجود رشد صادرات فولاد در بهمن ماه, همچنان زیر فشار رکود تقاضای داخلی باقی ماند و معاملات در سطحی محتاطانه دنبال شد. در مبادی فروش، قیمت میلگرد، ۵۱ الی ۵۴ هزار تومانی را حفظ کرده است.
در بخش محصولات طویل نیز شرایط مشابهی حاکم است. میلگرد صادراتی در محدوده ۳۸۵ تا ۴۰۰ دلار EXW و مفتول کلاف در سطوحی نزدیک به دوره قبل معامله میشود. اما پشت این ثبات عددی، تردیدی عمیق نسبت به پایداری تقاضا موج میزند؛ تردیدی که اگر به دادههای بنیادی متصل نشود، میتواند به سرعت جای خود را به تعدیل قیمتی بدهد.
نفت ۷۰ دلاری و سایه ریسک ژئوپلیتیک
افزایش قیمت نفت برنت به بالای ۷۰ دلار در هر بشکه، بیش از آنکه صرفاً یک خبر انرژی باشد، حامل پیامهای مهمی برای بازار آهنآلات است. رشد بهای نفت معمولاً از دو مسیر بر صنعت فولاد اثر میگذارد: نخست، افزایش هزینههای حملونقل و انرژی؛ و دوم، تشدید نااطمینانیهای سیاسی که بر تصمیمات سرمایهگذاری سایه میاندازد.
نگرانی از احتمال اقدام نظامی آمریکا علیه ایران و سناریوهایی مانند اختلال در تردد دریایی، حتی اگر هنوز محقق نشده باشد، بهتنهایی برای تغییر رفتار خریداران کافی است. در چنین فضایی، خریدار ترجیح میدهد موجودی انبار را مدیریت کند و از تعهدات بلندمدت بپرهیزد. این احتیاط، بهویژه در بازارهای مقصدی مانند سوریه، لبنان و ترکیه که خود با چالشهای اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند، بیشتر به چشم میآید.
از سویدیگر، افزایش قیمت نفت لزوماً به معنای رونق در صنعت فولاد نیست. اگر این رشد ناشی از ریسکهای ژئوپلیتیکی باشد نه بهبود واقعی تقاضای جهانی، اثر آن بیشتر روانی خواهد بود تا بنیادی. به بیاندیگر، بازار آهنآلات در وضعیتی قرار گرفته که سیگنالهای صعودی از سمت انرژی دریافت میکند، اما از سمت مصرفکننده نهایی، نشانه روشنی از جهش تقاضا نمیبیند.
رکود فصلی یا بحران تقاضا؟
تعطیلات سال نوی چینی و کاهش فعالیت کارخانهها در شرق آسیا، هر ساله به رکود فصلی در زنجیره فولاد منجر میشود. امسال نیز این الگو تکرار شده است. اما تفاوت در آنجاست که این رکود فصلی با انباشت موجودی در چین و ابهامات تجاری در آمریکا همزمان شده و همین موضوع، مرز میان «وقفه موقت» و «ضعف ساختاری» را مبهم کرده است.
شایان ذکر است که بازار تیرآهن به عنوان اصلیترین محصول زنجیره آهن آلات و فولاد ، در روزهای اخیر کمنوسانترین بخش بازار آهنآلات بوده و قیمت تیرآهن سایز ۱۶ در محدوده ۵۳ تومانی قرار گرفته است.
اگر در هفتههای آینده نشانهای از احیای واقعی مصرف در پروژههای زیرساختی و ساختمانی دیده نشود، احتمالاً فشار بر قیمتهای جهانی فولاد تشدید خواهد شد. در چنین سناریویی، صادرکنندگان ایرانی نیز ناچار خواهند بود برای حفظ سهم بازار، انعطاف بیشتری در قیمتها نشان دهند. این درحالی است که هزینههای تولید و حملونقل بهدلیل رشد بهای انرژی، در مسیر کاهشی قرار ندارد.
در واقع، سکوت فعلی بازار میتواند پیشدرآمد یک تعدیل قیمتی باشد؛ تعدیلی که نه از سر هیجان، بلکه در پاسخ به واقعیتهای تقاضا رخ میدهد. فعالان حرفهای بازار آهنآلات بهخوبی میدانند که ثبات طولانیمدت بدون پشتوانه مصرف، شکننده است و هر شوک سیاسی یا اقتصادی میتواند آن را بر هم بزند.
گره لجستیک و معادله ارز
در کنار متغیرهای جهانی، چالشهای عملیاتی نیز بر صادرات فولاد ایران سایه انداخته است. ازدحام در بندرعباس و انتظار ۱۰ تا ۱۵ روزه کشتیها برای بارگیری یا تخلیه، هزینههای پنهانی ایجاد میکند که در محاسبات سودآوری کمتر دیده میشود. وقتی حاشیه سود صادراتی محدود است، همین تأخیرها میتواند معادله را به زیان صادرکننده تغییر دهد.
در حوزه ارزی، ثبات نسبی نرخ دلار آزاد در محدوده ۱۶۳ هزار تومان و نرخ بازار ثانویه حوالی ۱۳۶ هزار تومان، دستکم در کوتاهمدت از بروز شوک قیمتی در بازار داخلی جلوگیری کرده است. با این حال، فاصله میان نرخها و الزام به عرضه بر مبنای ارز رسمی، همچنان یکی از چالشهای تصمیمگیری برای تولیدکنندگان محسوب میشود. در چنین شرایطی، برخی کارخانهها ممکن است ترجیح دهند بخشی از فروش را به بازار داخلی منتقل کنند، بهویژه اگر ریسک صادرات افزایش یابد.
در جمعبندی میتوان گفت بازار آهنآلات و صنعت فولاد ایران در مقطعی حساس ایستاده است؛ جایی میان ثبات اسمی قیمتها و تردیدهای عمیق تقاضا. عبور نفت از مرز ۷۰ دلار، تنشهای ژئوپلیتیکی، رکود فصلی در چین و گرههای لجستیکی داخلی، همگی قطعات پازلی هستند که تصویر نهایی آن هنوز کامل نشده است. آنچه مسلم است، هفتههای پیشرو میتواند جهت حرکت بازار را مشخصتر کند؛ یا به سوی تثبیت تدریجی با پشتوانه تقاضا، یا به سمت اصلاحی که از دل واقعیتهای اقتصادی سر برمیآورد.