مذاکرات ژنو و نبض بازار آهن؛ امید واقعی یا انتظار هیجانی؟
به گزارش آهن آنلاین؛ مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در ژنو، بار دیگر نگاه فعالان اقتصادی را به تحولات سیاسی دوخته است؛ بازاری که بیش از هر زمان دیگری به سیگنالهای دیپلماتیک حساس شده، «بازار آهن آلات» است. اظهارات سید عباس عراقچی درباره دستیابی به «چارچوب اولیه» و توافق بر سر «اصول راهنما» اگرچه هنوز فاصله محسوسی با یک توافق نهایی دارد، اما برای بازاری که ماهها در سایه نااطمینانی حرکت کرده، حامل این پرسش کلیدی است: آیا باید منتظر گشایش واقعی بود یا آنچه میبینیم صرفاً یک واکنش هیجانی کوتاهمدت است؟
سیگنالهای ژنو؛ مسیر روشن یا راهی طولانی؟
دور دوم مذاکرات در ژنو، به میزبانی سفارت عمان و با حضور غیرمستقیم نمایندگان تهران و واشنگتن برگزار شد. عراقچی از «پیشرفت خوب» و شکلگیری یک مسیر روشن سخن گفت، اما همزمان تأکید کرد که رسیدن به توافق نهایی، فرآیندی زمانبر و پیچیده خواهد بود. همین دوگانه امید محتاطانه در کنار هشدار نسبت به دشواری مسیر دقیقاً همان نقطهای است که بازارها را در وضعیت تعلیق قرار میدهد.
از یک سو، اعلام موافقت کلی بر سر اصول راهنما، برای فعالان اقتصادی به معنای کاهش ریسک تنشهای کوتاهمدت تلقی میشود. از سوی دیگر، تصریح وزیر خارجه مبنی بر اینکه «به سرعت به توافق نخواهیم رسید» و باقی ماندن اختلافها بر سر موضوعات کلیدی، نشان میدهد که هنوز نمیتوان از یک تغییر بنیادین در مناسبات اقتصادی سخن گفت.
در چنین فضایی، نوسان انتظارات بیش از واقعیتهای اقتصادی بر معاملات سایه میاندازد؛ بهطوریکه حتی پیش از هر توافق ملموس، برخی فروشندگان با احتیاط در عرضه و خریداران با تردید در ثبت سفارش عمل میکنند. این وضعیت میتواند بر قیمت پروفیل نیز اثر بگذارد؛ چراکه این محصول بهشدت از سیگنالهای سیاسی، نرخ ارز و چشمانداز تقاضای پروژههای عمرانی تأثیر میپذیرد و در کوتاهمدت مستعد نوسانات مقطعی است.
بازار آهن آلات بهطور سنتی نسبت به متغیرهای کلان سیاسی واکنش نشان میدهد، اما تجربه سالهای گذشته نشان داده که این واکنشها اغلب در فاز اول، هیجانی و مبتنی بر انتظارات است؛ انتظاراتی که اگر به نتیجه عملی نرسد، بهسرعت اصلاح میشود. بنابراین آنچه اکنون اهمیت دارد، نه صرف خبر مذاکرات، بلکه سنجش عمق و پایداری این روند دیپلماتیک است.
دلار در مرز تردید؛ اصلاح موقت یا چرخش روند؟
همزمان با انتشار اخبار ضدونقیض از مذاکرات، نرخ ارز دچار نوسان شد. دلار در بازار آزاد تا محدوده ۱۶۳ هزار تومان پیش رفت و سپس به حوالی ۱۶۱ هزار و ۸۶۰ تومان اصلاح کرد. یورو نیز در سطح ۱۹۱ هزار و ۵۹۰ تومان معامله شد، در حالی که نرخ رسمی صرافی ملی فاصله معناداری با بازار آزاد داشت.
این رفتار قیمتی نشان میدهد که بازار ارز هنوز به جمعبندی قطعی درباره آینده مذاکرات نرسیده است. اگر فعالان ارزی به حصول توافق در کوتاهمدت اطمینان داشتند، باید شاهد افت پرشتابتر و ماندگارتر نرخ دلار میبودیم. اما آنچه رخ داد، بیشتر شبیه یک واکنش محتاطانه بود؛ صعودی مقطعی در پی ابهام و سپس اصلاحی محدود پس از انتشار اظهارات نسبتاً مثبت.
برای بازار آهن آلات، دلار همچنان متغیر تعیینکننده است. هرگونه کاهش پایدار نرخ ارز میتواند انتظارات تورمی را تعدیل کرده و فشار افزایشی بر قیمت محصولات فولادی را کاهش دهد. با این حال، تا زمانی که دلار در کانالهای بالای ۱۶۰ هزار تومان نوسان میکند، نمیتوان از تغییر جدی در بنیانهای قیمتی زنجیره فولاد سخن گفت.
واکنش زنجیره فولاد؛ افزایشهای محتاطانه
بررسی قیمتها در بازار نشان میدهد که میلگرد در برخی کارخانهها بین ۳۰۰ تا ۷۰۰ تومان افزایش داشته، هرچند بخشی از تولیدکنندگان نیز ثبات قیمت را ترجیح دادهاند. این الگوی رفتاری افزایش محدود در کنار ثبات حامل یک پیام مهم است: تولیدکنندگان و فروشندگان هنوز نسبت به پایداری شرایط جدید اطمینان ندارند. اگر بازار به توافقی قریبالوقوع باور داشت، انتظار میرفت عرضهکنندگان برای حفظ سهم بازار، از افزایش قیمت میلگرد دست بکشند یا حتی به تعدیل نرخها تن دهند. اما رشدهای پراکنده نشان میدهد که انتظارات تورمی همچنان زنده است.
از سوی دیگر، هزینههای تولید در صنعت فولاد، از انرژی گرفته تا مواد اولیه و حملونقل، همچنان در سطوح بالایی قرار دارد. بنابراین حتی در صورت کاهش محدود نرخ ارز، فضای مانور برای افت جدی قیمت محصولات فولادی چندان گسترده نیست. بازار آهن در حال حاضر بیشتر در فاز «انتظار» بهسر میبرد تا «واکنش قطعی».
همچنین گفتی است از دیگر محصولات زنجیره آهن آلات و فولاد ، مثل تیرآهن در برخی مبادی فروش با رشد ۱۰۰ تا ۳۰۰ هزار تومانی همراه بوده و در مقابل، برخی کارخانهها تغییری در نرخهای خود اعمال نکردهاند. انواع ورق سیاه (ST37 و ST52) نیز عمدتاً افزایش ۱۰۰ تا ۱۰۰۰ تومانی را تجربه کردهاند.
امید واقعی یا انتظار هیجانی؟
پرسش اصلی اینجاست که آیا مذاکرات ژنو میتواند نقطه عطفی برای بازار آهن آلات باشد؟ پاسخ کوتاه این است: نه در کوتاهمدت. آنچه فعلاً مشاهده میشود، تعدیل انتظارات است، نه تغییر بنیادین در متغیرهای اقتصادی. برای آنکه بازار آهن وارد فاز امید واقعی شود، چند شرط باید همزمان محقق شود: تثبیت روند مذاکرات، کاهش ملموس ریسکهای سیاسی، افت پایدار نرخ ارز و بهبود دسترسی به منابع مالی و تجاری بینالمللی. در غیاب این عوامل، هر خبر مثبت میتواند موجی کوتاهمدت ایجاد کند، اما این موج بهسرعت در برابر واقعیتهای ساختاری اقتصاد ایران فروکش خواهد کرد.
فعالان حرفهای بازار آهن بهخوبی میدانند که تصمیمگیری بر مبنای هیجان، هزینهزاست. تجربه برجام و دورههای مشابه نشان داده که فاصله میان اعلام پیشرفت سیاسی و تحقق آثار اقتصادی، گاه ماهها و حتی سالهاست. بنابراین در شرایط فعلی، استراتژی غالب در بازار، حفظ نقدینگی، مدیریت موجودی و رصد دقیق تحولات دیپلماتیک است.
مذاکرات ژنو بیتردید میتواند افق تازهای برای اقتصاد ایران بگشاید، اما تا زمانی که این افق به قراردادهای عملی، کاهش تحریمها و تسهیل تجارت خارجی منجر نشود، نبض بازار آهن همچنان با تردید خواهد تپید. آنچه امروز در بازار میبینیم، بیش از آنکه نشانه یک چرخش تاریخی باشد، بازتاب احتیاطی است که در دل امید شکل گرفته؛ امیدی که اگر به نتیجه نرسد، میتواند جای خود را به اصلاحی دیگر در قیمتها بدهد.