آیا حباب منفی بازار آهن آلات تخلیه میشود؟
به گزارش آهن آنلاین؛ دادههای تازه منتشرشده از بازارهای صادراتی فولاد ایران، بهویژه آنچه از سوی منابعی مانند متال اکسپرت مخابره شده، تصویری دوگانه اما قابلتأمل از وضعیت فعلی ترسیم میکند؛ از یکسو نشانههایی از احیای نسبی صادرات شمش و مقاطع بلند دیده میشود و از سوی دیگر بازار داخلی همچنان با فشار قیمتی و نوعی حباب منفی دستوپنجه نرم میکند. مقایسه نرخ شمش صادراتی درب کارخانه با احتساب حواله دلار تجاری و نرخهای معاملهشده در بازار نقدی و بورس کالا، به استدلالی مهم در میان فعالان بازار تبدیل شده است؛ استدلالی که از شکاف معنادار قیمتها حکایت دارد و میتواند در میانمدت جهت حرکت بازار آهن آلات را تغییر دهد.
شکاف قیمتی؛ سیگنالی برای تغییر مسیر
بر اساس دادههای موجود، نرخ بیلت صادراتی ایران در محدوده ۳۹۰ تا ۴۰۰ دلار به ازای هر تن EXW پیشنهاد شده است. اگر این نرخ را با دلار حواله تجاری حدود ۳۸۰ هزار ریال مبنا قرار دهیم، معادل ریالی شمش صادراتی درب کارخانه به محدودهای در حدود ۵۱ تا ۵۲ هزار تومان به ازای هر کیلو میرسد که با احتساب مالیات ارزش افزوده، به حوالی ۵۷ هزار تومان نزدیک میشود. این در حالی است که شمش در بازار نقدی داخلی در محدوده ۴۶ هزار تومان و در بورس کالا، با استفاده از ابزارهای اعتباری، حوالی ۴۹ هزار تومان معامله میشود.
همین فاصله ۷ تا ۱۱ هزار تومانی، که ریشه اصلی آن در کاهش ارزش پول ملی و جهش نرخ ارز نهفته است، امروز به موتور محرک استدلال فعالان بازار تبدیل شده است. آنها معتقدند بازار داخلی با نوعی «حباب منفی» مواجه است؛ حبابی که برآورد میشود بین ۱۰ تا حتی بیش از ۲۰ درصد باشد. به بیان ساده، فولاد در داخل ارزانتر از ارزش صادراتی آن معامله میشود و این شکاف، در صورت تداوم شرایط ارزی، نمیتواند برای مدت طولانی پایدار بماند.
امید صادراتی در سایه نااطمینانی
گزارشهای منتشرشده از سوی Metal Expert نیز مؤید آن است که پس از رکود نسبی معاملات در ژانویه، عرضهکنندگان ایرانی با رویکردی منعطفتر به بازار بازگشتهاند. بیلت با نرخهای جدیدی عرضه شده و میلگرد کلاف در گریدهای مختلف، در بازه ۴۱۵ تا ۴۴۰ دلار EXW امکان رزرو دارد. به گفته منابع بازار، معاملات هرچند با احتیاط، اما در جریان است و خریدارانی از عراق، ازبکستان، تاجیکستان و عمان فعالتر شدهاند.
با این حال، این رونق نسبی را نمیتوان بدون در نظر گرفتن ریسکهای فزاینده تحلیل کرد. کمبود انرژی، توقفهای مقطعی تولید و هزینههای بالای ساختاری، همچنان سایه سنگینی بر سر تولیدکنندگان دارد. کاهش ارزش پول ملی اگرچه به صادرکننده امکان ارائه تخفیف و رقابتپذیری بیشتر میدهد، اما سطح بالای نااطمینانی سیاسی و اقتصادی، مانع از شکلگیری یک جهش پرقدرت صادراتی شده است. به بیان دیگر، مزیت ارزی وجود دارد، اما محیط کسبوکار هنوز شکننده است.
در همین فضای دوگانه، بازار مقاطع در داخل نیز واکنشهای متفاوتی نشان داده است. در هفته گذشته قیمت میلگرد افزایش یافت و در نهایت محدوده قیمتی ۵۰ هزار و ۸۰۰ تا ۶۳ هزار تومان برای هر کیلو تثبیت شد؛ در حالی که تیرآهن، بهویژه در سایزهای سبک و سنگین، کاهشهای ۱۰۰ هزار تا یک میلیون تومانی را تجربه کرد. این ناهمگونی رفتاری را میتوان بازتاب همان عدمتعادل میان عرضه، تقاضا و انتظارات ارزی دانست.
فشار جهانی از مسیر سنگآهن
در سوی دیگر زنجیره، بازار جهانی مواد اولیه نیز پیامهای متفاوتی ارسال میکند. سنگآهن وارداتی چین حمایت مهم ۱۰۰ دلار را از دست داده و به محدوده ۹۷ تا ۹۸ دلار در هر تن عقبنشینی کرده است. این افت، اگر تداوم یابد، میتواند در میانمدت فشار کاهشی بر قیمتهای جهانی فولاد وارد کند.
اما نکته کلیدی برای بازار ایران آن است که اثرپذیری مستقیم از این افت، بهدلیل ساختار خاص ارزی و هزینهای، همواره کامل و فوری نیست. وقتی نرخ ارز داخلی با شتابی بیشتر از افت جهانی حرکت میکند، کاهش قیمت جهانی سنگآهن الزاماً به افت محسوس قیمت محصولات نهایی در بازار داخلی منجر نمیشود. به همین دلیل است که امروز شاهد همزمانی افت برخی قیمتهای جهانی با بحث احتمال تعدیل رو به بالای قیمت شمش در داخل هستیم.

در بخش ورق نیز روندی متفاوت دیده شد. قیمت ورق سیاه ST37 و ST52 از ابتدای هفته با کاهش قیمت مواجه شدند و ورقهای گالوانیزه، روغنی و رنگی نیز افت نسبی را تجربه کردند، هرچند در اواخر هفته به ثبات رسیدند. این رفتار قیمتی نشان میدهد بخشهایی از بازار هنوز تحت تأثیر ضعف تقاضای داخلی قرار دارند و سیگنال صادراتی، بهصورت یکنواخت به کل زنجیره منتقل نشده است.
سناریوی تعادل یا تداوم شکاف؟
اکنون پرسش اصلی این است که شکاف قیمتی میان بازار داخلی و صادراتی چگونه پر خواهد شد؟ دو سناریو پیشروست: یا نرخ دلار تجاری کاهش مییابد و فاصله با بازار آزاد کمتر میشود، یا قیمت آهن در بازار داخلی بهتدریج خود را با واقعیت صادراتی هماهنگ میکنند. با توجه به فاصله حدود ۲۰ درصدی دلار تجاری با دلار آزاد و روند صعودی اخیر ارز، سناریوی کاهش معنادار نرخ تجاری در کوتاهمدت چندان محتمل به نظر نمیرسد.
از این منظر، استدلال بخشی از فعالان بازار مبنی بر چشمانداز افزایشی شمش در بازار داخلی، ریشه در محاسبات عددی مشخص دارد، نه صرفاً انتظارات روانی. اگر صادرات با همین سطوح قیمتی ادامه یابد و محدودیت انرژی نیز تا حدی عرضه را کنترل کند، فشار برای تعدیل نرخهای داخلی افزایش خواهد یافت. البته تحقق این سناریو مشروط به آن است که رکود تقاضای داخلی عمیقتر نشود و بازار مصرف کشش پذیرش قیمتهای بالاتر را داشته باشد.
در مجموع، دادههای جدید از یک واقعیت مهم پرده برمیدارند: بازار آهن آلات ایران در نقطهای ایستاده که مزیت صادراتی ناشی از نرخ ارز، در حال تقویت است، اما بازار داخلی هنوز با احتیاط و حتی تخفیف معامله میکند. این دوگانگی نمیتواند برای مدت طولانی پایدار بماند. یا باید از مسیر اصلاح ارزی متعادل شود یا از کانال رشد تدریجی قیمتهای داخلی. آنچه مسلم است، تصمیمگیری در چنین شرایطی نیازمند رصد همزمان متغیرهای ارزی، جهانی و ساختاری صنعت فولاد است؛ چرا که هر تغییر کوچک در یکی از این متغیرها، میتواند تعادل شکننده فعلی را برهم بزند.