بازار آهن اسیر جو روانی یا واقعیت اقتصادی؟
به گزارش آهن آنلاین، بازار آهن آلات در هفتههای اخیر در موقعیتی قرار گرفته که تشخیص مرز میان «هیجان» و «واقعیت» برای فعالان آن ساده نیست. نوسانات قیمت، تغییر رفتار خریداران، احتیاط فروشندگان و سیگنالهای متناقضی که از اقتصاد کلان مخابره میشود، همگی باعث شدهاند بازار بیش از هر زمان دیگری در فضای بلاتکلیفی حرکت کند. از یکسو، جو روانی ناشی از اخبار سیاسی، انتظارات تورمی و نوسان نرخ ارز، تصمیمگیریها را به سمت رفتارهای کوتاهمدت و هیجانی سوق داده و از سوی دیگر، واقعیتهای اقتصادی مانند بحران انرژی، وضعیت تولید، محدودیتهای صادراتی و سیاستهای بودجهای، چارچوبهای سخت و غیرقابلانکاری را پیشروی بازار قرار دادهاند.
نبض بازار زیر فشار انتظارات
یکی از مهمترین ویژگیهای این روزهای بازار آهن آلات، غلبه فضای انتظاری بر منطق عرضه و تقاضاست. کوچکترین سیگنال بیرونی، بهویژه در حوزه سیاست یا نرخ ارز، بهسرعت به بازار منتقل میشود و واکنشهای زنجیرهای ایجاد میکند. در چنین فضایی، میلگرد بهعنوان یکی از شاخصترین محصولات بازار، بیش از سایر مقاطع تحت تأثیر این جو قرار گرفته است. افزایش تدریجی قیمت میلگرد، در شرایطی رخ داده که تقاضای واقعی همچنان ضعیف است و پروژههای عمرانی با سرعت بالایی پیش نمیروند، گفتنی است رنج قیمتی ۵۰ الی ۶۱ هزار تومانی را در روزهای گذشته به خود اختصاص داده است. این تناقض نشان میدهد بخشی از رشد قیمت، نه از دل مصرف، بلکه از دل نگرانی و پیشبینیهای تورمی بیرون آمده است.

در بازار تیرآهن نیز وضعیت مشابهی مشاهده میشود. اگرچه رکود ساختوساز اجازه جهش تقاضا را نمیدهد، اما انتظارات تورمی و افزایش هزینههای جانبی، باعث شده قیمت تیرآهن در برخی سایزها با شیب ملایم در سایزهای سبک تر حدود ۵۰۰ تومان و در سایزهای سنگین تا ۲ میلیون تومان رشد همراه بوده. این روند بیش از آنکه ناشی از کمبود کالا باشد، بازتابی از فضای روانی حاکم بر بازار است؛ فضایی که فروشنده را به صبر و خریدار را به تردید واداشته است.
واقعیتهای اقتصادی که نمیتوان نادیده گرفت
در کنار هیجانات، واقعیتهای اقتصادی نقش تعیینکنندهای در شکلدهی به مسیر بازار دارند. بحران انرژی یکی از جدیترین عوامل فشار بر صنعت فولاد است؛ عاملی که نهتنها هزینه تولید را افزایش داده، بلکه برنامهریزی تولید را نیز با عدم قطعیت مواجه کرده است. اثر این موضوع را میتوان در بازار ورق مشاهده کرد؛ جایی که با وجود کاهش تقاضا از سوی صنایع پاییندستی، قیمت ورق سیاه عمدتاً در محدوده ثبات و نوسان جزئی باقی مانده است. این رفتار قیمتی نشان میدهد بازار میان فشار هزینه و ضعف تقاضا در حال موازنه است.
در مقابل، ورقهای پوششدار مانند گالوانیزه، روغنی و رنگی، بهدلیل وابستگی بالاتر به نرخ ارز و مواد اولیه وارداتی، حساسیت بیشتری نسبت به متغیرهای اقتصادی دارند. افزایش قیمت این محصولات در ابتدای دوره و رسیدن به فاز ثبات در ادامه، نشانهای از تلاش بازار برای هضم شوکهای اولیه و تطبیق با شرایط جدید است. اینجا دیگر جو روانی بهتنهایی تعیینکننده نیست؛ بلکه هزینه تمامشده و محدودیتهای تولید نقش پررنگتری ایفا میکنند.
پروفیل؛ محصولی میان سکون و فشار هزینه
بازار پروفیل را میتوان نمونهای از تلاقی مستقیم جو روانی و واقعیت اقتصادی دانست. از یکسو، ثبات نسبی تقاضا مانع از نوسانات شدید قیمتی شده و از سوی دیگر، افزایش قیمت ورق بهعنوان ماده اولیه، فشار پنهانی را بر قیمت پروفیل وارد کرده است. نتیجه این دو نیرو، بازاری است که در ظاهر آرام به نظر میرسد، اما در عمق خود مستعد تغییر مسیر است.
قیمت پروفیلهای پرمصرف، بهویژه در ضخامتهای رایج، بیشتر از آنکه واکنش به تقاضای جدید باشد، انعکاس افزایش هزینه تولید است. این موضوع نشان میدهد حتی در شرایط رکودی، واقعیتهای اقتصادی میتوانند مسیر قیمت را بهآرامی اما پیوسته تغییر دهند. در چنین فضایی، تصمیمگیریهای هیجانی کمتر دیده میشود، اما ریسک انباشتهشده همچنان پابرجاست.
کدامیک فرمان بازار را در دست دارد؟
مرور تحولات بازار آهن آلات نشان میدهد که نه میتوان نقش جو روانی را نادیده گرفت و نه میتوان واقعیتهای اقتصادی را کماهمیت جلوه داد. آنچه بازار را پیچیده کرده، همزمانی این دو عامل و اثرگذاری متقابل آنهاست. جو روانی، نوسانات را سریع و گاه غیرمنطقی میکند، در حالی که واقعیت اقتصادی، جهت کلی بازار را مشخص میسازد. برای فعالان این بازار، تفاوت میان این دو، مرز میان تصمیمگیری حرفهای و واکنش احساسی است. در شرایط فعلی، تحلیل دقیق دادهها، توجه به هزینههای تولید و پرهیز از رفتارهای هیجانی، تنها راه عبور کمریسک از بازاری است که هنوز پاسخ روشنی به این سؤال نداده است؛ بازار آهن اسیر جو روانی است یا تابع واقعیت اقتصادی؟