سیاستهای جدید وزارت صمت در برابر خامفروشی
به گزارش آهن آنلاین؛ بازار آهن و فولاد در روزهای اخیر با چالشهای جدیدی مواجه شده است. این بار، مسئلهای که بیش از هر چیز توجه فعالان این حوزه را به خود جلب کرده، تغییر رویکرد در سیاستهای وزارت صمت در برابر خامفروشی و تاثیرات بالقوه آن بر کل زنجیره ارزش است. در بحرانی که افزایش هزینهها و کاهش سودآوری محصولات نهایی، سایه سنگینی بر این صنعت افکنده، سوالات متعددی مطرح میشود: با وضع سیاستهای جدید، آیا زنجیره تولید داخلی تقویت خواهد شد یا شاهد افزایش وابستگی به واردات خواهیم بود؟ آیا میتوان با ارزشافزوده کردن مواد اولیه، جلوی خروج سرمایه و ثروت از کشور را گرفت؟ این گزارش با بررسی دقیق تحولات اخیر و با تکیه بر دادهها و تحلیلهای کارشناسی، سعی دارد تا به این پرسشها پاسخ دهد و چشماندازی روشن از آینده لجستیک و زنجیره آهن و فولاد در ایران ارائه دهد. مخاطبان این گزارش عمدتاً فعالان حوزه معدن و فولاد، مدیران واحدهای تولیدی، سرمایهگذاران و پژوهشگران این صنعت خواهند بود.
سیستم لجستیک، معادله حل نشده در صنعت معدن و فولاد
همانطورکه اکتشاف و استخراج، قلب تپنده صنعت فولاد به شمار میروند، سیستم لجستیک و حملونقل، رگهای حیاتی آن هستند که مواد اولیه را به کارخانهها میرسانند. اما متاسفانه، صنعت معدن و فولاد ایران با یک «معادله حلنشده» در حوزه حملونقل مواجه است. این معادله، ناهماهنگی میان ریل، جاده و دریا را به تصویر میکشد؛ ناهماهنگی که هزینههای تمامشده فولاد را به شدت افزایش داده و چالشهای جدی را برای تداوم تولید ایجاد کرده است.
براساس گزارشهای میدانی و آماری، تمرکز بیش از حد حملونقل کالاهای سنگین بر جادهها، به بحرانهای جدی منجر شده است. تردد هزاران تریلی حامل سنگآهن و کنسانتره در محورهای مواصلاتی اصلی معادن، بهویژه در استانهای یزد، کرمان و اصفهان، نه تنها باعث فرسایش سریع زیرساختهای جادهای و افزایش تصادفات شده، بلکه در فصول خاصی از سال با کمبود شدید ناوگان حملونقل نیز مواجه هستیم. این «گلوگاههای ترافیکی» در جادهها، نه تنها زمان و هزینه حملونقل را افزایش میدهند، بلکه باعث تاخیر در تولید و تحویل محصولات به مشتریان نیز میشوند.
عدم هماهنگی و تعامل بین زیرساختهای حملونقل
یکی از اساسیترین چالشهای پیشروی صنعت لجستیک در ایران، عدم هماهنگی و تعامل کافی بین زیرساختهای حملونقلی مختلف است. در حالیکه ظرفیت حملونقل ریلی و دریایی در کشور ما بسیار مناسب است، اما بهدلیل مشکلات متعدد، از این ظرفیت بهطور کامل استفاده نمیشود.
برای مثال، حملونقل سنگآهن از معادن تا کارخانه های فولادی بیشتر از طریق جاده انجام میشود، درحالیکه استفاده از راهآهن میتواند ضمن کاهش هزینهها، ترافیک جادهای را نیز کاهش دهد. از طرف دیگر، توسعه بنادر و ایجاد امکانات لازم برای حملونقل دریایی، میتواند نقش مهمی در کاهش هزینههای حملونقل و افزایش رقابتپذیری محصولات فولادی ایفا کند. با اینحال، کمبود تجهیزات، فرسودگی زیرساختها و بروکراسی اداری، مانع از استفاده بهینه از ظرفیتهای حملونقلی موجود شده است.
سیاستهای نوین و آینده لجستیک: نگاهی به راهکارها و چشماندازها
سیاستهای جدید وزارت صمت در برابر خامفروشی، فرصتی جدید برای تحول در زنجیره ارزش آهن و فولاد کشور بهشمار میرود. با تشویق به ارزشافزوده کردن مواد اولیه و جلوگیری از صادرات مواد خام، میتوان ضمن افزایش درآمد ارزی، زمینه را برای توسعه صنایع پاییندستی و ایجاد اشتغال پایدار فراهم کرد.
اما تحقق این هدف، نیازمند اتخاذ رویکردهای جامع و هماهنگ است. از جمله اقدامات ضروری، میتوان به موارد زیر اشاره کرد؛ بهبود زیرساختهای حملونقلی، توسعه راهآهن، بنادر و جادههای مواصلاتی، بهویژه در مناطق معدنی و صنعتی. مسئله دیگر بهینهسازی فرآیندهای لجستیکی است که استفاده از فناوریهای نوین، ایجاد سامانههای یکپارچه اطلاعاتی و کاهش بروکراسی اداری را منجر میشود. در قدم بعدی، توسعه همکاریهای بینالمللی، جذب سرمایهگذاری خارجی، انتقال دانش فنی و بهرهگیری از تجربیات سایر کشورها را در پیش خواهد داشت.
شایان ذکر است، تشویق به سرمایهگذاری در صنایع پاییندستی نیز، حمایت از تولید محصولات با ارزش افزوده بالاتر، مانند قطعات خودرو، لولههای فولادی و محصولات خانگی نیز مورد توجه است.
با اتخاذ این رویکردها، میتوان زنجیره آهن و فولاد کشور را به یک موتور محرکه اقتصادی تبدیل کرد و ضمن افزایش تولید و صادرات، زمینه را برای توسعه پایدار و اشتغالزایی فراهم کرد.
در بحرانی که صنعت آهن آلات و فولاد کشور با چالشهای لجستیکی متعددی روبرو است، حملونقل ریلی بهعنوان اقتصادیترین و ایمنترین راهکار برای جابهجایی مواد معدنی مطرح میشود. با اینحال، شبکه ریلی ایران با چالشهای ساختاری و زیرساختی قابلتوجهی دستوپنجه نرم میکند که مانع از بهرهبرداری کامل از این ظرفیت شده است.
نوسازی خطوط ریلی فرسوده، کمبود واگنهای اختصاصی معدنی و تکخطه بودن بسیاری از مسیرهای حیاتی، از جمله موانع اصلی هستند که سرعت و ظرفیت جابجایی را به سطح مطلوب نرساندهاند. باوجود سرمایهگذاریهای انجام شده توسط شرکتهای معدنی بزرگ در نوسازی ناوگان ریلی، محدودیتهای زیرساختی در راهآهن جمهوری اسلامی ایران همچنان پابرجا است. تکمیل پروژههای کلیدی مانند راهآهن چادرملو-سیرجان و اتصال معادن بزرگ به شبکه سراسری ریلی، سالهاست که در اولویت قرار دارد، اما با تأخیرهای مکرر مواجه شده است. رفع این چالشها و تسریع در تکمیل این پروژهها، برای بهرهمندی کامل از ظرفیت ریلی و بهبود وضعیت لجستیک در زنجیره آهن و فولاد کشور ضروری به نظر میرسد.