بازار آهنآلات چگونه تقاضای کاذب را پس میزند؟
به گزارش آهن آنلاین، بازار آهن آلات و فولاد در هفتهها و ماههای اخیر، یکی از پرتنشترین دورههای خود را تجربه کرده است؛ دورهای که در آن شتاب افزایش قیمتها، بیش از آنکه بر پایه متغیرهای واقعی مصرف باشد، از انتظارات تورمی، رفتارهای احتیاطی و کانالهای تقاضای غیرواقعی تغذیه شد. با این حال، نشانههای تازهای در حال ظهور است که حکایت از تغییر فاز بازار دارد؛ نشانههایی که اگرچه به معنای ارزانی فوری نیستند، اما از پایان یک دوره هیجانی و ورود به مرحلهای متعادلتر خبر میدهند. افت محسوس تقاضا در برخی محصولات خاص، از جمله شمشهای ذوبی و ورق سیاه، کاهش فاصله قیمتهای معاملاتی و بازار آزاد، و کمرنگ شدن جذابیت برخی مسیرهای رانتی، همگی سیگنالهایی هستند که نمیتوان از کنار آنها ساده عبور کرد.
نشانههای خاموش یک تغییر جهت قیمتی
اولین نشانههای تغییر فاز بازار، نه در تیترهای پررنگ، بلکه در رفتار آرام و گاه نامحسوس تقاضا دیده میشود. محصولاتی که تا همین چندی پیش با استقبال سنگین و رقابتهای فشرده مواجه بودند، حالا با کاهش حجم تقاضا و احتیاط خریداران روبهرو شدهاند. شمشهای ذوبی و برخی مقاطع فولادی، بهویژه در بخشهایی که مصرف نهایی آنها تغییر محسوسی نکرده، دیگر آن کشش قبلی را نشان نمیدهند. این موضوع بهروشنی بیانگر آن است که بخش قابل توجهی از تقاضای ماههای گذشته، نه مصرفمحور بلکه مبتنی بر انتظارات قیمتی و اختلاف نرخها بوده است.
در بازار ورق نیز میتوان همین الگو را مشاهده کرد؛ جایی که فاصله قیمت پایانی معاملات با نرخهای رایج بازار، دیگر به شکل معناداری افزایش پیدا نمیکند. این همگرایی قیمت ورق سیاه، بیش از هر چیز نشان میدهد که بازار در حال پس زدن قیمتهای غیرمنطقی است و اجازه نمیدهد هیجان، مسیر قیمتگذاری را بهتنهایی تعیین کند. چنین رفتاری معمولاً زمانی بروز میکند که بازیگران بازار به این جمعبندی میرسند که سقفهای کوتاهمدت لمس شده و فضای مانور محدودتر از گذشته است.
افول تدریجی تقاضای غیرواقعی محصولات فولادی
آنچه امروز در بازار آهن آلات مشاهده میشود، نتیجه طبیعی فرسایش کانالهایی است که پیشتر تقاضای غیرواقعی را به بازار تزریق میکردند. زمانی که فاصلههای قیمتی جذاب وجود دارد، بخشی از تقاضا نه برای مصرف یا حتی صادرات پایدار، بلکه برای بهرهبرداری کوتاهمدت شکل میگیرد. با کاهش این فاصلهها و افزایش شفافیت نسبی قیمتها، چنین تقاضایی بهتدریج کارایی خود را از دست میدهد.
در این شرایط، جذابیت کالای فولادی ایران برای برخی بازیگران فرصتطلب کاهش مییابد و بازار ناچار میشود به واقعیتهای بنیادی خود بازگردد. این بازگشت، اگرچه ممکن است با افت مقطعی حجم معاملات همراه باشد، اما در بلندمدت به نفع سلامت بازار است. چراکه حذف تقاضای کاذب، فضا را برای شکلگیری قیمتهایی باز میکند که بیش از آنکه حاصل فشار و التهاب باشند، بازتابی از توازن واقعی میان عرضه و تقاضا هستند. نکته مهم اینجاست که این فرایند، یک سقوط ناگهانی نیست؛ بلکه عقبنشینیای آرام، تدریجی و اصولی است. بازاری که هیجانزده بالا رفته، معمولاً با شوک فرو نمیریزد، بلکه با بیمیلی خریداران و کاهش رقابت، آرامآرام به سطوح منطقیتر بازمیگردد.
در همین چارچوب، نوسانات قیمت در زنجیره محصولات آهن آلات نیز تصویری دوگانه از بازار ترسیم میکند؛ تصویری که همزمان ردپای هیجان و احتیاط را در خود دارد. بهعنوان مثال قیمت میلگرد بهعنوان یکی از شاخصترین محصولات مصرفی، امروز در اکثر کارخانهها با افزایش قیمت ۲ تا ۶ هزار تومانی مواجه شد؛ افزایشی که بیش از آنکه ناشی از رشد تقاضای مصرفی باشد، ادامه همان موج تعدیل قیمتها در فاز پساهجانی بازار تلقی میشود. در مقابل، بازار تیرآهن رفتاری متعادلتر از خود نشان داد؛ بهطوریکه بخشی از تولیدکنندگان قیمتها را بدون تغییر حفظ کردند و برخی دیگر، در سایزهای مشخص، کاهشهایی در بازه ۲۰۰ هزار تا یک میلیون تومان اعمال کردند؛ موضوعی که از افت کشش تقاضا در این بخش حکایت دارد. در بازار ورق سیاه نیز افزایشهای محدود ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ تومانی برای گریدهای st37 و st52 ثبت شد، در حالی که ورقهای گالوانیزه، روغنی و رنگی عمدتاً در مدار ثبات قیمتی باقی ماندند؛ ثباتی که میتواند نشانهای از احتیاط خریداران و انتظار برای شفافتر شدن مسیر آتی قیمتها در بازار آهن آلات باشد.
وزنگیری دوباره تقاضای واقعی آهن آلات
با تضعیف کانالهای غیرواقعی، نقش تقاضای واقعی پررنگتر میشود؛ تقاضایی که نه بر پایه شایعه و انتظار، بلکه بر اساس نیاز واقعی بازار داخل و ظرفیتهای صادراتی شکل میگیرد. در این مرحله، دیگر این عرضهکننده نیست که هر قیمتی را به بازار تحمیل کند، بلکه این تقاضاست که با رفتار خود، سقف و کف قیمتها را مشخص میکند. در چنین فضایی، اگر قیمتها بالاتر از تحمل بازار قرار بگیرند، واکنش تقاضا سریع و مشخص خواهد بود: کاهش خرید، تعویق معاملات و افزایش موجودی عرضهکنندگان. همین رفتار، بهصورت طبیعی تولیدکننده و فروشنده را وادار میکند تا در قیمتها تجدیدنظر کند. این نوع اصلاح، برخلاف مداخلات دستوری یا فشارهای بیرونی، پایدارتر و کمهزینهتر است و کمتر به بیثباتی بازار دامن میزند. از سوی دیگر، تقاضای صادراتی، بهعنوان یکی از معدود موتورهای پایدار بازار فولاد، در چنین شرایطی نقش تعیینکنندهتری پیدا میکند. زمانی که قیمتها به تراز منطقی نزدیک شوند، رقابتپذیری محصول ایرانی افزایش یافته و صادرات میتواند بهعنوان یک ضربهگیر، مانع از نوسانات شدید شود.
عقبنشینیهای آرام، نه سقوطهای ناگهانی قیمت آهن آلات
جمعبندی تحولات اخیر نشان میدهد که بازار آهن آلات در آستانه دورهای قرار گرفته که در آن اصلاح قیمتها، اگر رخ دهد، نه بهصورت ریزشهای هیجانی، بلکه در قالب عقبنشینیهای تدریجی و حسابشده خواهد بود. این عقبنشینیها، بیش از آنکه نتیجه فشار بیرونی باشند، حاصل تصمیم جمعی تقاضا برای عدم پذیرش قیمتهای بالاتر است. در چنین فضایی، هرگونه تلاش برای متوقف کردن سازوکارهای طبیعی بازار یا بازگرداندن هیجان مصنوعی، میتواند تعادل شکننده فعلی را بر هم بزند. تجربه نشان داده است که بازار فولاد زمانی به ثبات میرسد که اجازه داده شود قیمتها پس از یک دوره التهاب، خود را با واقعیتهای اقتصادی تراز کنند و سپس این تقاضا باشد که مسیر آینده را مشخص کند. اگر این روند بدون مداخلههای شتابزده ادامه یابد، میتوان انتظار داشت که بازار، پس از عبور از نقطه اوج هیجانات، وارد فازی شود که در آن شفافیت، منطق اقتصادی و رفتار حرفهای بازیگران، نقش پررنگتری در تعیین قیمتها ایفا کنند؛ فازی که شاید پرهیاهو نباشد، اما برای صنعت فولاد و بازار آهن آلات، سالمتر و قابل اتکاتر خواهد بود.