
مقاطع طویل در خط مقدم نوسان قیمتی
به گزارش آهن آنلاین؛ بازار آهنآلات ایران در روزهای اخیر بار دیگر تحتتأثیر نوسانات ارزی و تغییرات سمت عرضه قرار گرفته است؛ اما نکتهای که کمتر در تحلیلهای روزمره دیده میشود، تفاوت رفتار میان مقاطع طویل و محصولات تخت فولادی است. نگاهی دقیقتر به معاملات روزانه نشان میدهد که فشار انتظارات ناشی از دلار بیشتر بر بازار مقاطع طویل مانند میلگرد نمود پیدا کرده، درحالیکه بازار ورق فعلاً در شرایطی کمتحرک و نسبتاً باثبات باقی مانده است. این تفاوت رفتاری اگرچه در ظاهر ساده بهنظر میرسد، اما میتواند حامل سیگنالهای مهمی برای آینده بازار باشد. اگر نرخ ارز به کانالهای بالاتر حرکت کند یا عرضه در بورسکالا کاهش یابد، موج دوم رشد قیمتها بعید نیست که به ورق نیز سرایت کند. در کنار این تحولات، شمش فولادی نیز با تثبیت کف قیمتی و افزایش تقاضا در بورسکالا به نوعی درحال مخابره پالسهایی به بازار آهنآلات است که میتواند سرنوشت کوتاهمدت معاملات را تغییر دهد.
انتظارات ارزی و حساسیت مقاطع طویل
اولین نشانههای واکنش بازار به تغییرات دلار را میتوان در معاملات روزانه میلگرد مشاهده کرد. بررسی قیمتهای ثبتشده برای برندهای مختلف میلگرد نشان میدهد که افزایش نرخ ارز از محدوده ۱۰۲ به ۱۰۴ هزار تومان، بلافاصله به رشد قیمتها در مقاطع طویل منجر شد. مقاطع طویل بهدلیل ماهیت تقاضا و نزدیکی مستقیم به بخش مصرفی و ساختمانی، همواره حساسیت بیشتری نسبت به تغییرات ارزی از خود نشان میدهند. همین موضوع باعث شده است که حتی تغییرات جزئی در نرخ دلار، بهسرعت در قیمت میلگرد منعکس شود و خریداران و فروشندگان را وارد فاز انتظاراتی جدید کند.
در واقع، دلار بهعنوان محرک روانی بازار، بیش از هر بخش دیگری روی مقاطع طویل اثرگذار بوده و این روزها شاهد هستیم که مرزهای قیمتی بالاتر برای میلگرد بهراحتی فتح میشود. در این میان، تثبیت کف هزینهای مقاطع از طریق معاملات شمش فولادی در بورس نیز زمینهای فراهم کرده تا افزایش نرخها برای این گروه از محصولات با مقاومت کمتری مواجه شود.
سکوت بازار ورق؛ آرامش پیش از موج؟
در مقابل رفتار پرنوسان مقاطع طویل، بازار ورق چهرهای آرام و کمتحرک از خود به نمایش گذاشته است. دادههای ثبتشده در مبادی فروش و پلتفرمهای معاملاتی نشان میدهد که طی روزهای اخیر، اغلب قیمت ورق فولاد مبارکه ثابت مانده است. این سکوت نسبی را میتوان ناشی از ثبات نسبی در عرضه و معاملات ورق در بورسکالا دانست؛ جاییکه حجمهای معاملاتی همچنان حول میانگینهای ماهانه حرکت میکنند.
اما این وضعیت آرام میتواند موقتی باشد. اگر عرضه کاهش پیدا کند یا نرخ ارز بهشکل معناداری افزایش یابد، ورق نیز دیر یا زود وارد مدار انتظارات قیمتی خواهند شد. بازار ورق بهدلیل آنکه بخش مهمی از صنایع پاییندستی و پروژههای صنعتی را تغذیه میکند، معمولاً در برابر تغییرات لحظهای مقاومت بیشتری دارد. بااینحال، تجربه نشان داده است که وقتی موج دوم از سمت انتظارات ارزی یا محدودیت عرضه ایجاد شود، ورق نیز میتوانند جهشی مشابه مقاطع طویل را تجربه کنند. ازاینرو، آرامش امروز را نباید با ثبات پایدار اشتباه گرفت.
پالس های شمش فولادی و سیگنال های پنهان
شمش فولادی همواره نقش تعیینکنندهای در سمت عرضه و شکلگیری قیمتها در بازار آهنآلات دارد. دادههای اخیر از بورسکالا نشان میدهد که تقاضا برای شمش همچنان بالاست و حتی در روزهای اخیر عرضهها تقریباً «جارو» شدهاند. میانگین نرخهای معاملاتی نیز در محدودهای تثبیت شده که نشان میدهد بازار برای عبور از مرزهای بالاتر آماده است. این موضوع از دو جنبه اهمیت دارد؛ نخست آنکه شمش بهعنوان ماده اولیه اصلی برای تولید مقاطع طویل، مستقیماً مسیر قیمتی این محصولات را تحتتأثیر قرار میدهد. دوم اینکه حجم بالای تقاضا برای شمش میتواند نشاندهنده انتظارات فزایندهای باشد که بازیگران بازار نسبت به آینده دارند.
بهبیاندیگر، شمش فولادی نهتنها یک متغیر هزینهای است، بلکه بهنوعی آیینهای از ذهنیت فعالان بازار نیز محسوب میشود. وقتی معاملات شمش با این حجم تقاضا و نرخهای روبهرشد همراه میشود، به معنای ارسال سیگنالهایی است که دیر یا زود در دیگر بخشهای بازار آهنآلات، از جمله ورق، بازتاب خواهد یافت.
سناریوهای پیش رو برای بازار آهن آلات
با کنار هم گذاشتن دادههای مربوط به ارز، مقاطع طویل، انواع ورق و شمش فولادی، میتوان چند سناریوی محتمل را برای روزهای آینده ترسیم کرد. در سناریوی نخست، اگر نرخ ارز در محدوده فعلی تثبیت شود و عرضههای بورسکالا به روند عادی ادامه دهند، احتمالاً شاهد تداوم وضعیت دوگانه خواهیم بود؛ مقاطع طویل با تحرک بالا و ورق با ثبات نسبی. اما در سناریوی دوم، اگر دلار به کانالهای بالاتر حرکت کند یا محدودیتهایی در عرضه ورق ایجاد شود، موج دوم رشد قیمتی بهسرعت به بازار تختها سرایت خواهد کرد. چنین شرایطی میتواند باعث شود که صنایع پاییندستی نیز با فشار هزینهای تازهای مواجه شوند. در نهایت، یک سناریوی سوم نیز وجود دارد؛ ترکیبی از رشد تدریجی ارز و کاهش عرضه شمش، که میتواند کل بازار آهنآلات را وارد فاز افزایشی یکپارچه کند.
بههرترتیب، آنچه مسلم است اینکه بازار آهنآلات در مقطع فعلی، بیش از همیشه به متغیرهای انتظاری و تصمیمات سیاستگذار در حوزه عرضه وابسته شده است. بازیگران این بازار ناگزیرند با دقت بیشتری تحولات شمش و نرخ ارز را زیر نظر بگیرند، چراکه این دو عامل اصلیترین جهتدهندههای قیمتها در هفتههای پیشرو خواهند بود.