
تاثیر کاهش قیمت نفت بر قیمت آهنآلات
در این مقاله قصد داریم به شرایط به وجود آمده برای صنعت نفت و به طبع آن برای اقتصادی همچون ایران و هچنین تاثیر کاهش قیمت نفت بر قیمت آهن آلات بپردازیم. همانطور که میدانید یکی از اصلیترین صنایع در کشور ما صنعت نفت است. عوامل متعددی طی نیم قرن گذشته اقتصاد ما را هرچه بیشتر به این صنعت و درآمدهای ناشی از آن گره زده است. از ابتدای ماه آپریل با تشدید بحران کرونا در جهان بسیاری از صنایع به حالت تعطیل یا نیمهتعطیل درآمدند و این شرایط در برخی کشورها همچنان برقرار است. هنوز افق روشنی از زمان پایان این بحران نداریم. درکنار اینها اختلاف پیش آمده بین روسیه و عربستان بر سر سهم هریک از کاهش تولید در اوپک پلاس، بحران نفت را بیش از پیش تشدید کرد؛ به طوریکه قیمت قراردادهای نفت WTI به زیر صفر نیز رسید که این مساله ناشی از این بود خریداران نفت باید آن را از فروشنده تحویل بگیرند یا تولیدکنندگان باید به هر حال نفت تولیدشده را بفروشند چون انبارکردن هزینه دارد.
حال آنها با افت شدید تقاضا مواجهند؛ آن هم درحالیکه انبارها پر هستند در نتیجه آن، ساختار قیمتهای آتی بازار راه خروج را نشان میدهد. وضعیت Contango در بازار تشدید میشود؛ یعنی قیمتهای تحویل در موعد نزدیک بسیار کمتر از قیمتهای تحویل در چند ماه بعد میشوند. آنقدر این وضعیت تشدید میشود که برخی تاجران و خریداران ذخیرهسازی نفت روی تانکرها و در مخازن را واجد صرفه اقتصادی بیابند و در نتیجه نفت فیزیکی تسویه شود.
پیش از شروع بحران کرونا تحریمهای اقتصادی به دو جهت صنعت نفت ما را تحت تاثیر قرار داد؛ اول با کاهش مستقیم فروش ما و ایجاد موانع بسیار بر سر راه صادرات نفت دوم، تحریمها صنعت نفت ما را از تکنولوژی روز دنیا محروم کرد و بسیاری از زیرساختهای این صنعت در طی سالیان سال فرسوده شدند. از این گذشته حتی در صورتی که موفق به فروش نفت میشدیم قدرت چانه زنی کمی داشتیم و به ناچار نفت را با قیمتی پایینتر از قیمت بازار میفروختیم. در حال حاضر با شرایط پیش آمده قیمت نفت برنت طی روزهای گذشته حتی به محدوده زیر 20 دلار هم افت کرده است؛ البته احتمال بازگشت قیمت دوباره در محدوده 20 دلار قرار دارد و این یعنی حتی اگر موفق به فروش نفت شویم و همچنین بتوانیم به قیمت روز بازار نفت خود را بفروشیم، سود ما در هر بشکه حدود 12 دلار میباشد (با در نظر گرفتن هزینه حدود هشت دلار برای استخراج هر بشکه).
البته باید به این نکته اشاره کرد که کاهشی حدود 10 الی 15 میلیون بشکه برای تقاضای روزانه نفت برآورد میشود و این به نوبه خود یافتن مشتری برای نفت را بیش از پیش دشوار میکند. در کنار اینها تحقیقات جدید نشان میدهند برخلاف گذشته که رشد اقتصاد جهان سبب رشد تقاضای حاملهای انرژی میشد، در حال حاضر رشد اقتصاد جهان تاثیر کمتری بر افزایش تقاضای نفت دارد و انتظار میرود در بلندمدت قیمت نفت نزولی باشد و صنعت نفت جایگاه فعلی خود را در اقتصاد دنیا از دست بدهد.
درآمد ناشی از فروش نفت سهم بزرگی از بودجه کشور را تشکیل میدهد. در سال جاری با توجه به کاهش درآمدهای نفتی، سهم آن از بودجه از طرف سازمان برنامه حدود 10 درصد تعیین شده در حالی که در سالهای گذشته این سهم به طور میانگین حدود 35 درصد بوده است.
بودجه عمرانی کشور نیز در سال 99 تنها حدود پنج درصد افزایش داشت؛ برخلاف تورم 41 درصدی اعلام شده از طرف بانک مرکزی که این به خودی خود کاهش 36 درصدی ارزش بودجه عمرانی کشور را نشان میدهد. کاهش قیمت نفت از طرفی دیگر سبب کاهش درآمد بسیاری از پالایشگاهها و پتروشیمیهای کشور خواهد شد (البته باید درآمد آنها را نسبت به تورم تعدیل کرد تا حقیقی شود یا مقدار فروش آنها را با سال گذشته مقایسه کرد) و این عامل رکود را در کل اقتصاد ایران پخش خواهد کرد.
با کنار هم گذاشتن همه این موارد در کنار هم پیشبینی میشود شاهد کاهش عمده تقاضا برای محصولات فولادی باشیم و در صورت ثبات عرضه این محصولات و تولیدات کارخانهها باید راهی برای افزایش صادرات فولاد پیدا کنیم، در غیر این صورت در آینده نزدیک با مازاد عرضه در صنعت فولاد روبرو خواهیم بود. همچنین کاهش درآمدهای ارزی ما در اثر کاهش قیمت نفت و درآمد ناشی از صادرات آن در بلندمدت کسری تراز تجاری یا کمبود منابع ارزی را در پی خواهد داشت که ممکن است منجر به افزایش قیمت ارز یا کاهش نرخ برابری ریال به دلار شود که این مساله میتواند منجر به افزایش قیمت تمام شده برخی محصولات فولادی شود. البته طبق تجربه این عامل هرچند موثر است اما اثر آن در آینده نزدیک خود را نشان نخواهد داد.
در عین حال آمار منتشر شده توسط انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران، در سال ۹۸ در مقایسه با سال ۹۷، حکایت از کاهش ۳۲ تا ۸۲ درصدی واردات در صنعت فولاد و رشد ۱۶ تا ۷۷ درصدی صادرات دارد البته که به نظر میآید با ورود اقتصاد جهان به یک رکود همهگیر، تقاضای صادراتی محصولات فولادی ایران نیز کاهش داشته باشد هرچند ممکن است ایران بتواند بازارهایی که بر اثر کاهش تولیدات دیگر کشورها خالی ماندهاند به سمت خود جذب کند. با نظر به عواملی همچون کاهش تقاضای داخلی و خارجی و ثبات عرضه در محصولات فولادی سال پیشرو سال سختی برای صنعت فولاد به نظر میآید؛ البته این بحران میتواند فرصتی برای صنعت فولاد باشد و بخشی از کاهش درآمدهای ارزی کشور با صادرات محصولات فولادی جبران شود.
با در نظر گرفتن عواملی که پیشتر به آن اشاره شد میتوان نگاهی به تکتک محصولات فولادی کرد و به تحلیل هریک پرداخت.
تاثیر بحران نفت بر قیمت میلگرد
قیمت میلگرد در ابتدای سال جاری با کاهشی حدود 15 درصد از محدوده هفت هزار تومان به کف شش هزار تومانی رسید و پس از آن دوباره وارد یک مسیر صعودی شده است. به نظر میآید این حدود شش هزار تومان به طور میانگین کف قیمتی میلگرد باشد و با توجه به روند متاثر از قیمت نفت حتی در صورت ورود به یک کانال نزولی قیمت میلگرد به احتمال زیاد پایینتر از این محدوده نیاید. به نمودار زیر که میلگرد 16 ذوب آهن را بررسی کردهایم، دقت کنید. همانطور که اشاره کردیم قیمت میلگرد ابتدا روندی کاهشی را تجربه کرده و سپس به کف قیمتی خود رسیده است. در واقع این کف حمایتی به قدری قوی است که به احتمال زیاد عوامل بنیادی مثل کاهش قیمت نفت توانایی شکست این حمایت را نداشته باشد.
تاثیر نفت بر نوسانات قیمت تیرآهن
با توجه به تفاوت قیمت بسیار در سایز های مختلف تیرآهن نمیتوان نظر واحدی در مورد آن داد؛ با اینحال با نظر به آمار تولید، واردات و صادرات انجمن فولاد ایران تولید تیرآهن افزایش هشت درصدی داشته و مقدار واردات نیز 58 درصد کاهش یافته، صادرات نیز در حدود 20 درصد کاهش یافته است که به طور کلی تمایل بازار به تامین مصرف داخلی را نشان میدهد. با در نظر گرفتن همه این مسائل میتوان انتظار داشت که قیمت در بازار فولاد وابستگی کمتری به صادرات و به طبع آن قیمت ارز داشته و نوسانات قیمت نفت تاثیر کمتری بر قیمت تیرآهن داشته باشد و به طور میانگین قیمت 6500 تومان قیمت کف میانگین در بازار تیرآهن باشد و حتی در صورت کاهش تقاضا و کاهش قیمت دلار این محصول در بازار توانایی شکست این کف حمایتی را نداشته باشد. به نمودار زیر دقت کنید. در این تصویر نمودار میتوانید نوسانات قیمت تیرآهن 16 برند ذوب آهن را مشاهده کنید که از ابتدای اسفند 98 تا 20ام اردیبهشت 99 را نشان میدهد.
پیشبینی قیمت ورق سیاه با توجه به بحران نفت
در بازار ورق سیاه با توجه به وجود یک روند نزولی در اکثر ضخامتها، انتظار میرود قیمتها به طور کلی به سمت نزول باشند و با در نظر گرفتن گپ قیمتی زیادی که با قیمتها در بورس وجود دارد، احتمال میرود طی ماههای آتی قیمت ورق در جهت کاهش باشد و حتی به کانال قیمتی 7000 تومانی هم برسد. لازم به ذکر است که این فاصله به طور میانگین حدود 2500 تومان است یعنی با در نظر گرفتن مالیات بر ارزش افزوده و سایر هزینهها قیمت پایهای عرضه در بازار آزاد به طور میانگین 6000 تومان میباشد؛ در صورتی که حاشیه سود عرضهکنندهها و هزینههای انبارداری را به آن اضافه کنیم قیمت میانگین 7000 تومان معقول به نظر میآید. با توجه به کاهش شدید واردات ورق گرم در سال 98 و همچنین کاهش 19 درصدی صادرات و همچنین ثبات سطح تولید ورق در کشور انتظار میرود در سال جاری نیز این شرایط ادامهدار بوده و تامین نیاز داخل ارجحیت تولیدکنندهها باشد. البته باید به این مساله اشاره کرد که قیمت ورق سیاه وابستگی زیادی به قیمت دلار دارد؛ در نتیجه کاهش قیمت نفت و در پی آن افزایش قیمت ارز در بلندمدت میتواند تاثیر بهسزایی در افزایش قیمت ورق سیاه داشته باشد. به نمودار زیر دقت کنید. این نمودار قیمت ورق سیاه دو میل فولاد مبارکه را از ابتدای اسفند 98 تا 20ام اردیبهشت 99 بررسی کرده است.
نوسانات قیمت پروفیل پس از کاهش شدید قیمت نفت
انتظار میرود پروفیل ساختمانی نیز به دنبال قیمت ورقهای نازک (دو تا چهار میل) شاهد ثبات قیمت باشد؛ با اینحال باید این نکته را در نظر گرفت که با توجه به پیشبینی ما، بازار مسکن و کلیت اقتصاد در سال جاری به سمت رکود میرود و احتمال افزایش تقاضا برای این محصول به نظر بعید میآید. همانطور که در مورد ورق سیاه گفته شد، عوامل تورمزا مثل افزایش قیمت ارز و افزایش کسری بودجه در اثر کاهش قیمت نفت میتوانند حتی در صورت افت حجم تقاضا قیمت پروفیل را به سمت افزایش سوق دهند. نمودار زیر نوسانات قیمت پروفیل دو میل را از ابتدای اسفند 98 تا 18ام اردیبهشت 99 نشان میدهد.